ه‍.ش. ۱۳۹۵ دی ۲, پنجشنبه

عبور تلخ طنز از خون انبار خرابه های حلب



          عبور تلخ طنز از خون انبار خرابه های حلب

                                                                             رحمان کریمی

آه
ای کودکان آرام خفته
در آغوش بی شیر مادران
از گهوارهٌ دخمه ها و آوارها
که آواز صلح طلبان
چونان نعره های مغرور پلنگان
بر نعش آسان شکار شدگان
آفاق مرگ و جنگ را در نوردیده
تا خانه ملل
از خواب ابدی زمستانی تان برخیزید
و سجده کنید بر بخشندگان روزگار سخت .

آه
ای دلبند دُردانه های جهان صلح !
بر جاده های ناگزیر چراها
چرا گریه می کنید ؟
نکند در ضیافت پرکرامت خدایان
از بمب های اناری و هندوانه یی
از گلوله های شکلاتی و آب نبات های چوبی حوزوی
از پرخوری ها ، دل پیچه گرفته اید .

آه
ای عزیز عزیزان
در دخمه ها و آوارها و جاده های صلح
تیزاب اشک هایتان که می شکند
هر سنگ صبوری را که نمی فهمد این جهان را
گوش دهید به میزها و دیدارها و میکرفن ها
که چه سان بر اشک بیهوده شما
اشک تمساح می ریزند .
حقا که اشک تمساح حتا در ساحل مرده
کاری تر و دلخراش تر از اشک شما و حلب .

آه
کوچولوهای سرگردان خوشبختی
بزرگان تان با سخت ترین پیکارها
پیش غول های مهربان ، کوچک
دیگر تمام جهان پر از بزرگان است
که این پیر نمی داند به جای شما
چگونه سپاس کند اسد و خامنه یی را
پوتین و اوباما را
و اروپا را حتما .

آه
ای بچه های به خاک و خون و مرگ آلوده !
قدر اینهمه رحمت و نعمت و عنایت را بدانید
نا شکری مکنید که عین گناه است
شاید که فردا ، چنین گسترده سفرهٌ رنگینی را
ارزانی شما نکنند.
پدران و مادران قدرشناستان نیک می دانند
که کفران نعمت ، بزرگ گناهی ست
نابخشودنی .

آه
ای کوچولوهای هنوز دین و آیین ناشناخته !
پناه برید با بزرگانتان به پوزش
به درگاه پرفتوت خداوندان زر و زور مهربان
و جبران کنید به حرمت صلح آنان
گناهانتان را .

آه
ای کودکان چپلوی حلب !
رخساره و اندام امروزین شما
رنگین و پر زخم
از باغ های پربار نمرودیان است
سجده برآرید بر کبوترانی که
با میوه های تیر
بر خاک منقلب بابل خفته اند .

آه
ای کوچولوها ، سربازان بی سلاح !
تکیه کنید بر تفنگ ها و شانه های مصمم
پدران و برادرانتان
که شمایان شهید شاهدان زنده
فردایید . 
                      19 دسامبر 2016 

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پایان دوران و بهترین موقعیت برای برخاستن مردم ایران



             پایان دوران و بهترین موقعیت برای برخاستن مردم ایران

                                                                                                   رحمان کریمی

    دوران مماشاتگران ایران گِیتی به یقین بپایان رسیده است و آخرین تشبثات مذبوحانه آنان برای کارشکنی در راه دوران جدید ، بیهوده و عبث است . ایران گِیت نه از زمان ریگان چهره نمود بلکه از هموار کردن راه برای رسیدن به قدرت خمینی آغاز شد. جامعه تشنه آزادی و عدالت اجتماعی ایران نادیده گرفته شد . مخوف بیرحمی را کاندید کرده بودند که هم جنبش های ترقیخواهانه را قلع و قمع کند و هم متکی بر بستره سنتی تاریخی ایران ، منطقه را به فرقه گرایی مذهبی و جنگ های محلی سوق دهد. او و همگنانش شعار ضد استکباری را هم وسیله تثبیت موقعیت داخلی خود کردند و هم با این ترفند بی عمق و ریشه ، در کشورهای اسلامی به عضوگیری پرداختند. اوضاعی را که امروز در خاورمیانه شاهد آن هستیم ، خمینی دجال و قتال اولین کلنگ آن را به زمین کوبید. کلنگی که آن ملعون نابکار بلند کرد در حقیقت شروع یک استراتژی بنام « کمربند سبز » بود که برژنسکی طراح آن قلمداد می شود. این استراتژی سراسر فاجعه و ضد مردمی را ایران گِیتی ها اعم از دموکرات ها ، لیبرال ها ، محافظه کاران تا برسد به نئولیبرال ها و چپ های مدرنیزه شده ، همه و همه دنبال کردند و به نوعی هوای حاکمیت خونبار و فاسد ملا – پاسدار فاشیستی را داشتند ، گیرم با تبلیغات و الفاظ گمراه کننده و سیاست یکی به نعل و یکی به میخ . طبق آمار رسمی ، دولت اوباما از زمان جنگ دوم بدینسو بیشترین فروش تسلیحاتی داشته است . و بنا بر همین آمار فروش اسلحه اوباما دو برابر فروش بوش ها ( پدر و پسر ) بوده است . چه کسی این خدمت بزرگ را به امپراتوران اسلحه کرده ، همانکه هنوز کاری نکرده به دریافت جایزه صلح نوبل مفتخر شد یعنی آقای اوباما ! یعنی همان کسی که اخیرا پز داد که « من بدون شلیک یک گلوله قرار داد اتمی را بستم » !! . یکی باید به این بابای راه حل دیپلوماسی بگوید که تو لولوی سر خرمن خاور میانه را پاسداری کردی تا بتوانی میان دعواهای خونین و ضد بشری ، آن میزان از اسلحه را بفروش برسانی . آقای ترامپ هر چند یک تاجر میلیاردر است اما بیرون از سیستم و قواعد معمول بازی نو استعماریان به پیروزی رسیده است . اعضای کابینه ایشان همه ضد سیاست ایران گیتی هستند و رژیم ددمنش تفرقه افکن و توسعه طلب وغاصب حق حاکمیت ملی ایران را برنمی تابند . این بی تردید بهترین و مناسب ترین موقعیتی ست که مردم ستمدیده و بستوه آمده ایران از آن استفاده کنند . در سال 88 جمعیت عظیم مردم در خیابان های تهران می گفتند « اوباما با مایی یا با اونا » و آقای نئولیبرال اوباما ، مردم ما را بی جواب گذاشت که هیچ ، نامه محرمانه هم به خامنه یی فاسد جلاد نوشت که « با اونا » یعنی تو و رژیمت هستم . حاصل این سیاست کثیف ایران گِیتی منجر به سرکوب آزادیخواهان و « کهریزک » شد .
   امروز دیگر عقربه زمان و شرایط آن چرخیده است . امروز مردم ایران مسئولیتی بردوش دارند که موقعیت جهانی و منطقه یی آن مساعد و فراهم شده است . باید اعتراضات پراکنده را بهم پیوست . باید اعتصابات را همچون حلقه زنجیری با هم کرد و نپنداشت که به قول بوشهری ها « هرکی سی خودش » . ایران زمین انبار باروتی ست سرشار از زخم ها و دردها . باید بر این همه درد و مصیبت ، کبریتی زد . باید موقعیت تدافعی نابکاران را فهمید و بپا خاست . مقاومت سرفراز ایران طی سی و هفت سال تمامی سرمایه های خود را برای رهایی مردم ایران با دادن قربانی ها و دیدن صدمات باور ناکردنی در نهایت صفا و فدا مصروف این هدف مقدس کرده است . مردم ایران باید مطمئن باشند که مجاهدین خلق و مبارزان راستین هرگز حاشیه گرد نخواهند بود و خود را سپر بلای خلق محروم شان خواهند کرد . « شیاخین » ( ابتکار لغوی آقای حسین پویا ) و پاسداران و بسیجی هایشان همه به نوعی مثل خودشان فاسد و ایمان و عقیده از دست داده اند . آنان هستند که از خشم ملت در هراسند . باید بر ترس و محافظه کاری غالب آمد و کار را یکسره کرد. به قول ضرب المثل فارسی خودمان : « مرگ یکبار ، شیون یکبار » .     

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آذر ۱۶, سه‌شنبه

آزادی ایران ، مسئله است



                                  آزادی ایران ، مسئله است

                                                                                    رحمان کریمی

بودن یا نبودن چون منی ، مسئله نیست
آزادی ایران ، مسئله است .
اینک ،
ای شقیّ جهنمی !
طالع منحوس ترسان تو
در مدار عقرب ،  طناب زهر
چونان هالهٌ قدیسان دوزخی
برحلقوم یاوه گوی تو .
تو هیچ نبودی و نیستی ، جز
سپاه شرور جانیان بی سر و پا
و طراران جانی با سر و پای جهان .

من که کاره یی نیستم
این یاران منند و ستمدیدگان خلق
که تو نابینای فاسد مغرور را
رسانده اند تا به پای گور .

از حکمت پرعبرت هستی
جام زهر مرگ هم دوگانه است
جام شوکرانی که سرکشید
دانای عصر خود ، سقراط
در شامگاه محبس اشرافیت آتن
به افتخار
جامی که تو و سلف بی اعتبار تو
سرکشیدید به خفت و خواری .

بمان که جهان ساقی تو هست
تا آخرین جام ختم تو .

آی ایران ، آی بالندگان امروز و فردا !
این پیر نه شاعر است و نه نویسنده
یک ساده عملهٌ واژگان ستمدیده ام و بس .
دیر یا زود با کاروان از یاد رفتگان همراه  
اما ای یاران رهکوب آزادی  
روزی که رسیدید به میدان آزادی
سلام کنید به جای این رفتهٌ دلسوخته مشتاق  
مریم و مسعود و هر مجاهد و مبارز خلق را 
پژمرده گلبوسه های من نثار شما .

بودن یا نبودن چون منی ، مسئله نیست
آزادی ایران ، مسئله است .     

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed