رحمان کریمی
در ایام اخیر دو مقاله از آقایان « مهرداد
هرسینی » و « محمد قرائی » در باره کنوانسیون جوامع ایرانیان خواندم که هر دو از
منظر محتوایی ، جالب و خواندنی بودند . نگارنده توجه خوانندگان گرامی را بدین نکته
ملموس و حساس جلب می کنم که وقتی در نظر بگیریم که رژیم مرگبار و اوباش فاشیستی
ملا – پاسدار حاکم بر ایران با تمام قوا و امکانات در دسترس در پی حذف مقاومت
ایران از صحنه سیاسی ملی و جهانی ست که اگر ممکن نشد که خوشبختانه هرگز نخواهد شد
، لااقل آن را کوچک ، کمرنگ و بی اعتبار و بی بخار کند که این انتظار را نیز با
خود به گور خواهد برد ؛ می توانیم به اهمیت و ضرورت همه جانبه برنامه شکوهمند و
کوبنده و گیج کننده کنوانسیون جوامع ایرانیان واقف شویم . هنوز چنین برنامه یی
بپایان نرسیده ، اثر کوبنده آن را در زوزه واژگان بریده مزدوران گرفته تا دیگر
ایادی رژیم قابل رؤیت می شود. جنس جَلـَب ملا - پاسدار خون و مال و عِرض و غرور و
عزت و فهم و شعور ملت خوار ، یک پاپاسی هم تا برایش سود و استفاده یی نداشته باشد
نه خرج می کنند و نه به کسی می دهند . حال در نظر بگیریم که برای محو یا تضعیف
سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران ، طی سال های متمادی چه خاصه خرجی های بی حساب
و کتاب کرده و همچنان می کنند . کسانی که با دجالیت ها و ملعنت های خود روی شیطان
را سپید کرده اند ، احمق نیستند که چنان هزینه های سنگین و سرسام آوری را خرج
سازمانی کنند که یک فرقه کوچک است و نه یک سازمان فعال و تهدید کننده. خرج سازمانی
کنند که به علت یک خروار اشتباهات فاحش رهبری !! دارد در خود فرومی ریزد و آب می
شود !! . برای یک ناظر و مشاهده گر بی طرف که نخواهد از موضع حب یا بغض نگاه کند ،
بخوبی قابل فهم است که برخلاف گرد و خاک بلند کردن های مأموران لباس شخصی رژیم در
خارج و داخل کشور و انواع معاندان و انتقامجویان ، این ملا – پاسدارهای حاکمند که
دشمن قوی پنجه و از پای در نیامدنی خود را بخوبی می شناسند و عیار و پتانسیل
مبارزات سیاسی آن را هرچند به گونه زهر مار هضم و جذب کرده اند و چنین است که تب و
تابی به جانشان افتاده است که جز مرگ ، دوا و درمانی برای آن نیست .

