۱۳۸۸ تیر ۲۵, پنجشنبه

عجا یب الحکا یا ت و حقیقت الروایا ت ( 13 )



رحمان کریمی


ــ 79 ــ


مصاحبه اختصاصی صدا و سیمای

« عجایب التصاویر و غرایب التفاسیر »


با :


ترزیدنت تنها نظام مقدس جهان فانی و باقی و درراه


ترزیدنت – تا سئوالات شروع نشده ، برادران بیایند روی پودری که سیمای ما زده اند ، یک نازکه سرخاب هم به دوتا قـُپ ما که فکل کراواتی ها به آن می گویند « گونه » بمالید و بفهمی نفهمی ماتیکی هم روی لب هایمان . مژه ها که ماشاءالله سرمه خدایی دارد . به نور چراغ ها ( منظورش پرژکتورها ست ) نمی شود اعتماد کرد مگر آنکه پشت تریبون سازمان ملل که آنهم نور ربانی بود . قصدم وجیه المنظر کردن خود نیست که از جمله دارایی های من است . می خواهم دل اضداد نظام مقدس و استکبار جهانی را بسوزانم . آنها بخیل اند آقا . دستت را با عسل تا آرنج بکنی توی دهانشان باز بخل می کنند . تمام منابع مملکت را که بگذاری روی میزشان باز به علت وارفتگی و بی نمکی خودشان ، بهت حسادت می کنند . من طی مکاشفات درونی و سربه جیب گریبان نهادن های متمادی واقف بدین امر شده ام که سبب دشمنی آنها با ما شرقی ها ریشه در تیپ شناسی و فیزیولوژی جسمانی دارد و لاغیر. چه می شود کرد ؟ بطور خدا دادگی تیپ ما بخصوص حوزه خاورمیانه خیلی بالاست . فکرش را بکنید ! دریای طلای سیاه زیر پای ماست ، معادن گرانبها زیرپای ماست ، آب های گرم ، بغل دست ماست . خودمان هم که از حیث تیپ تکیم . می خواهید حسادت نکنند ؟ حواسم پرت استکبار جهانی شد . ببینم ، تو چرا پریزیدنت را ترزیدنت گفتی ؟ نکند پشتت به استکبار جهانی و منافقین است . توطئه یی که در کار نیست ؟


ادامه مطلب


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۸ تیر ۱۶, سه‌شنبه

معرفی کتاب : شکنجه و شکنجه گر



رحمان کریمی


تحقیقی در باب « نظام شکنجه » در رژِیم آخوندی
نویسنده : حمید اسدیان ( کاظم مصطفوی )
طرح روی جلد : کار استاد رضا اولیا
انتشارات : بنیاد رضایی ها
چاپ اول : بهار 88

« شـکنجه و شـکنجه گر » اثـری ارزشـمند و تـاریخ مـکان

درعصر استیلای جبار سرکوبگر بی رحم ، خاصه استبداد دینی – فقاهتی ؛ روشنفکران اهل قلم و هنر به حکم ضرورت تاریخی وظیفه یی سخت مبرم و دردستور کار درک و اندیشه و تولید و عمل دارند . ادای این وظیفه حد اقل پاسخی ست به مردم تحت ستم و سرکوب ونیز شاهدی ست زنده برای تاریخ و نسل های آینده . درشرایط دیکتاتوری ، ارزشیابی و سنجش صداقت صاحب قلم و هنر براساس میزان ایفای این نقش متعهدانه دارد . نوع تولید ادبی – هنری متناسب با نیاز جامعه استبداد زده که فریاد ها همواره درگلو خفه می شود ، معیار واقعی آزادیخواهی صاحب اثررا بدست می دهد . هرگز نمی توان خلط مبحث کرد و ادعا را به جای عمل جا زد .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۸ خرداد ۴, دوشنبه

عجا یب الحکا یا ت و حقیقت الروایا ت ( 12 )



رحمان کریمی



ــ 71 ــ

پیرزنی می رفت و با صدای بلند می گفت :
ــ من ساعتی پیش ، خدا را دیدم .
عابران می پنداشتند که از سختی ایام اورا حواسی نمانده است .
رهگذری رند ، پرسیدش :
ــ خدای را به کجا دیدی ؟
گفت :
ــ دیدمش که آرام ، با لبخنده یی برلب برسر دار رفت و خاموش با من بسی سخن ها گفت .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۸ اردیبهشت ۳۰, چهارشنبه

وحشت از سرنگوني ، درد بي درمان رژيم

رحمان کريمي


آيا اين يک پيروزي بزرگ براي مقاومت سرفراز ايران نيست که گله وحوش حاکم بر ايران را
چنان آسيمه کرده است که زير قطب شمال هم ، قرار و آرام ندارد ؟


نشانه بارز تثبيت و امنيت خاطر مستبدان حاکم را در کاهش نيروهاي امنيتي و سرکوبگر و نهراسيدن از اپوزيسيون خود مي توان ديد. به نسبتي که رژيم ديکتاتوري، اپوزيسيون واقعي را در عرصه ملي و بين المللي مورد تعقيب و تهديد و تفتيش قرار مي دهد؛ مي توان عدم ثبات و شکنندگي آن را فهم و ارزيابي کرد.

گزارش سالانه پليس امنيتي سوئد (آوريل 2009 ) حاوي نکات قابل ملاحظه يي ست که اصل مذکور را تأييد مي کند. در بخشي از اين گزارش، چنين آمده است: «آنها ( يعني رژيم و عواملش ) هرگونه مخالفت عليه خود را يک تهديد مستقيم برعليه امنيت ملي ، ثبات داخلي و کنترل دستگاه حکومتي مي دانند و امکانات بسياري را چه درداخل کشور و چه درخارج از مرزهاي کشور براي متوقف کردن صداهاي مخالف رژيم و فعاليتهاي اپوزيسيون صرف مي کنند...» و در همين زمينه گزارش مي گويد: «در خارج از مرزها دستگاه اطلاعاتي و امنيتي سعي مي کند تا انتقادات ومخالفين را کنترل و يا خنثي کند» .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه

عجا یب الحکا یا ت و حقیقت الروایا ت ( 11 )


رحمان کریمی


ــ 65 ــ


برادری از کوچکتر برادرخود پرسید :

ــ حالا که دیپلم خیابان مترکن گرفتی ، می خواهی چه کنی ؟

ــ می خواهم به سپاه بروم .

برادر گفت :

ــ ای اپورتونیست !

داد زد :

ــ مامان ! دارد به زبان منافقین و کفار فحش می دهد .

برادر بزرگ مادررا متذکر شد که :

ــ دروغ می گوید . من دارم به زبان اسپرانتو با او حرف می زنم .

داوطلب کسوت سپاه جوش آورد که :

ــ مامان ! به جان امام راحل همین الآن باز یک فحش بدتر بهم داد .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۸, جمعه

فـرّاشان و بچه فـرّاشان


رحمان کریمی


يا مـکن با فيلبانان دوســتي

يا بناکن خانه يي درخورد فيل
سعدي



نه گنداب را مي توان آب وجاروب وفرش کرد ونه دريا را با پوزهٌ کثيف پارس کنندگان ، آلوده .
وقتي از گردن کلفت هاي درصحنه کاري برنمي آيد ، کوچولوهاي حاشيه نشين بدنبال چيستند ؟
مبارزان و روشنفکران ضد استبداد درحساس ترين پيچ آزمون تاريخي قرار دارند ، قبولي يا رفوزگي
آنان بستگي به عملکرد شرافتمندانه ومنصفانه شان دارد.
رحمان کريمي


تاريخ ايران براين گفتار بزرگمرد جهانگرد تجربه اندوز يعني سعدي با بسي مصاديق و معاني يحتمل تکرار شده ، گواهي مي دهد . وقتي تاريخ مي گوييم ، عمدتاً تاريخ سياسي – اجتماعي مد نظر است . و به طبع تاريخ تمدن ايران در مجموع و خاصه درقلمرو انديشه و فلسفه و هنرو ادبيات ، منابع بسيار غني و سرشاري براي مطالعه و ارزيابي مي باشد . بطور کلي تاريخ حيات اجتماعي بشر ، کارنامه تضاد و تقابل است ؛ هم با عوامل جوي وطبيعي و هم با عوامل اجتماعي . انسان در سير تکاملي خود همواره از تضاد و تقابل گذشته است تا سامان يابي تفاهم آميز جمعي را حاصل کند . اگر جزاين بود ، بشر نمي بايست چند کيلومتر فراتراز عصرحجر گام بردارد . بنابه درک ، بنابه تجربه هاي نابرابري و بي عدالتي و استيلا جويي هاي مستبدان محيل بي رحم بوده است که به ويژه انسان معاصر مسلح به ابزار و اراده کسب آزادي و حراست از آن شده است . اگر در جامعه يي ، روشنفکران وظيفه و تعهد خود را درقبال ملت از دست بنهند و آن را باري به هرجهت برگزارکنند نمي توان ازتوده تحت ستم و سرکوب دايم انتظاري بيش از ظرفيت موجود آنان داشت .


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۰, پنجشنبه

ارزش و نقش تعيين کننده رهبري


رحمان کریمی


مقاومت را بايد از قهرمانشهر اشرف آموخت
رهايي از استبداد فاشيستي – مذهبي ملايان بدون مقاومت و مبارزه در صحنه ممکن نيست
در موقعيت هاي بحراني و دشواراست که جوهره و طبيعت واقعي يک مبارز به آزمون گذاشته مي شود
پايداري پيروزمندانه رهبري و قهرمانشهر اشرف ، بن بست توسعه طلبي رژيم درعراق و منطقه است


در ابتدا بايد گفت مقاومت ريشه در فطرت و قانونمندي طبيعي حيات تمامي موجودات زنده ، به ويژه نسل آدمي دارد و پايه لازم و اوليه براي بقا و تحول و تکامل مي باشد . حيوانات براساس شکل بندي و چگونگي غريزه است که در برابر ناملايمات و عوامل ويرانگر طبيعت و خطرات ناشي از ديگر جانداران قوي تراز خود ، پايداري مي کنند و اگر فاقد توان باشند ، محکوم به زوال و حتا انقراض نسل و نوع مي گردند . نوع آدمي هرچند از غرايز که همان صفات ژنتيکي باشد ، برخوردار است اما به دليل داشتن قدرت تعقل و تفکر ولاجرم تغيير و تحول ؛ توانسته و مي تواند پديده ها و عوامل دروني و بيروني محيط زيست خود را شناسايي کرده و کيفيت هاي مفيد يا مضر را به بخش عمده يي از تجربه ، آگاهي و دانش خود مبدل کند . قابليت انطباق با محيط زيست حتا درتئوري « انواع » داروين هم به معني تسليم و پذيرش شرايط تحميلي و نامساعد نمي باشد که اگر چنين بود ، نسل بسيار از موجودات زنده به آساني محو و نابود مي شد .


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۸ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

عجا یب الحکا یات و حقیقت الروایا ت ( 10 )


رحمان کریمی

ــ 64 ــ


گرگی پیرو مردنی و بُنیه شکار از دست داده ، شبی لنگ لنگان به شهر زد تا مگر در پناه تاریکی وخواب اهالی طعمه یی برای سد جوع بیابد . درپیچ نخستین کوچه گربه یی را تنها و سرگردان بدید . نه نای حمله داشت ونه جرأت آن . از در حیلت درآمد و به شوق فتح بگفت :

ــ آه یافتمت عزیزم ، نمردم و تورا یافتم ! درجستجوی تو یگانه دلبند نازنینم پیرو فرسوده شدم . نمی توانم به جگرگوشه گمشده ام دروغ بگویم . اگر وصیت مرحوم مادرت نبود ، اینهمه سال ها درپی یافتن تو ، آواره شهر و بیابان وکوه و دشت ودره ها نمی شدم . بیا درآغوشم ای گمشده پیدا شده تا پدرت دمی بیاساید و ازگرمای وجودت گرم شود .

گربه ، به تعجب گامی پس نهاد و گفت :

ــ اشتباه گرفته یی ، گمشده تو من نیستم .

گرگ تکیه به دیوار داد و با لحنی مطمئن بگفت :


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۸ اردیبهشت ۴, جمعه

عجا یب الحکا یات و حقیقت الروایا ت ( 9 )


رحمان کریمی


ــ61ــ


طبق یک خبرموثق از آرشیو محرمانه خبرگزاری « ملانا – پاسدارانا » جمیع اولاد ذکور و اناث رهبرمعظم قاتلین و غاصبین و سارقین و الا جاهلین تهران پناه جهان ، حضرت ابوی را « ولی بابا » صدا می کنند . بانی خیر این عنوان الهام شده یکی از ما تحت ذکور آن عالی مقدس است که درتاریخ عصر صاحبقران می خواند که ظل السلطان پسر خلف شاه صاحبقران ، پدر را « شاه بابا » می گفته است . آغازاده از سر بخل ورقابت ، از طبع بلیغ موروثی خود « ولی بابا » را استخراج کرده به خدمت پدر می رود . رهبرمعظم را خوش می آید جز آنکه مبادا علی بابا و چهل دزد بغداد را دراذهان عمومی تداعی کند . ابن خلف رفع نگرانی پدرمی کند که :
ــ علی بابا که باشد که اورا توان رقابت با بیت الدربار ولی بابا باشد . او چهل دزد بیشتر در خدمت نداشت . بابا ولی فقط در بغداد سی هزار دزد خونی کمر به خدمت بسته دارد . نکند الربیعی می خواهد بگوید ، بغداد است و فقط من . از آن پس بود که مستخرجه ذکور شایع و رایج اهل بیت شد .


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۸ فروردین ۳۰, یکشنبه


رحمان کریمی

درجستجوی سکوتم

وقتی که همسایگان میزبان
با شقاوت همه جا را می کوبند
تا میهمان ناخوانده را
فراری دهند .

ای کاش
ذرّه یی صدای دوستی را به خیابانها می بردند
به پارک ها و ترامواها وکافه های سرد
تا شهربا سرمای بی مهری ها
دل های شرقی را نیفسرد
وزیبایی روح انسانی
درخشکی هوای منجمد
یخ نزند .

باید با دریای نمک ومشعل های فروزان
به خیابان ها رفت
وازمیان خونابه های دل مشرقی
ساده ترین شادی ها را
میان مسخ عابران
تقسیم کرد .
باید
با آهنگ آفتاب ورقص بلورین نمک
به خیابان های اخمو
رفت .

درجستجوی فریادم
وقتی درآنسوی این غربت نیز
درسرزمین نمک وآفتاب سخی ودرهای بسته از ترس
عفریته های مرگ و مکر
با دشنه های بُرّان وشیرینی های مسموم
درترددند .

درجستجوی انفجارم
تا مگرتوفان های خورشیدی
سرریز دفینه های نمورظلمت شده
اجساد آدم خوار هولناکیان را
غرقاب طغیان آفتاب
کند .

درجستجوی یک تکه زمین کوچکم
پشت بی نام ونشان ترین پرچین جهان .
درجستجوی یک واژهً ساده ام
به وسعت
آزادی .

04/18/2009


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۸ فروردین ۲۴, دوشنبه

عجا یب الحکا یا ت و حقیقت الروایا ت ( 8 )



رحمان کریمی




ــ 53 ــ



مردی بی سلاح و بی دفاع دربیابان می رفت . ناگهان پیرگرگی را بدید . نه مجال فرار بود و نه توان آن . دل به مرگ مفاجا بداد . گرگ چونان سگی دست آموز به شکایت بگفت :

ــ چگونه است که شما با داشتن آنهمه گرگ های معمم ، ما را در سرتا سرفرهنگ و ادبیات خود به بدنامی گرفته اید؟

مرد ، متعجب و حیرت زده گرگ را گفت :

ــ از تیرهٌ معممان که می گویی ، کاری برخاسته است که شمایان را استعداد آن نیست .

گرگ سائل به تضرع پرسید :

ــ آن چه باشد ؟

مرد پاسخ داد :

ــ درعین گرگ بودن ، روبهی کردن و اشک تمساح ریختن و چون هوا پس آید مثل موش درسوراخ خزیدن .

گرگ درحین رفتن گفت :

ــ راست می گویی ... مارا این استعداد نیست .


ادامه مطلب


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۸ فروردین ۲۳, یکشنبه

امروز قهرمانشهر اشرف جهاني شده و فردا حماسه يي به جاودان تاريخي



پاسداري از ارزش هاي ملي و انساني حماسه يي ست در عصر سقوط ارزش ها.
جدا از تعلقات مسلکي حمايت از قهرمانان ميهن وظيفه هر انسان شرافتمندي ست.
تعصبات و اغراض نبايد موجب آسودگي خيال دشمن مشترک گردد.

«رحمان كريمی»


درنگرش و جهان بيني و فهم تحولات وشرايط غيرقابل پيش بيني يا ناگزير تاريخي ، يک آزاديخواه واقعي ، امر مبارزه با استبداد بي رحم و سخت محيل حاکم ؛ وظيفه يي في نفسه الزامي و سخت مسئولانه و برکنار از سود وزيان و محاسبات احتمالي پيروزي يا شکست ؛ مي داند . هنگام که استبداد مخوف ملا- پاسداري با سياستي « شتر، گاو و گرگ » در حوزه ملي و منطقه يي و بين المللي براي خود و فريب اذهان فرصت مي خرد ، اين روشنفکرانند که واقف بر سياست حاکم مي توانند براي آگاهي توده ها ، موضعگيري لازم کرده و تجاهل العارفين سوداگران بين المللي را رسوا و برملا کنند . استبداد ملايان با بکارگيري فرصت طلبان ، نان به نرخ روز خوران و روشنفکران آرمان باخته ، با تمام قوا به جنگ دشمن آشتي ناپذير خود مي آيد و حتا از سکوت مبارزان ديگر هم بهره مي گيرد . آنانکه با تاريخ مي آيند بايد که صرفنظر از اختلافات مسلکي و شيوه هاي مبارزاتي با شجاعت اخلاقي و انساني به دفاع از قهرمانشهر اشرف برخيزند . امروز دفاع از پايداري قهرمانان ، خود بهترين تعرض است به استبداد حاکم درتماميت آن .



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۸ فروردین ۱۲, چهارشنبه

عجا یب الحکا یا ت و حقیقت الروایا ت ( 7 )



رحمان کریمی



ــ 47 ــ


مردی ازجلوسپاه پاسداران رد می شد . پیرزنی بدین گمان که از لباس شخصی هاست ،جلوش را به التماس گرفت که :

ــ به خدا پسرم بیگناه است .

مرد گفت :

ــ مادر ! من هم به گناه بیگناهی از اداره اخراج شده ام .


ــ 48 ــ


پرسید :

ــ داری بدین تندی به کجا می روی ؟

گفت :

ــ به سخنرانی احمدی نژاد .

دوست به تعجب گفتش :

ــ تو که با او مخالف هستی .

به تلخی خنده یی کرد و گفت :

ــ آری .. اما زنم به دلیل نخریدن گوشت در هفته اخیر از خانه بیرونم کرده است . گرسنه ام می روم زیرا بعد از سخنرانی ، شیرین پلو با قیمه علیه السلام می دهند !



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed