۱۳۹۵ مرداد ۲۶, سه‌شنبه

دیگر پرده ها و ماسک ها ، همه فرو افتاده است



            دیگر پرده ها و ماسک ها ، همه فرو افتاده است
                    
                                                                                                   رحمان کریمی

    نمی دانم برای چندمین بار باید به تأکید گفت که بعد از سی و هشت سال حاکمیت خونبار ، فاسد و سلطه جوی و توسعه طلب فاشیست های معمم و مکلا ؛ دیگر جای ابهامی باقی نمانده است . یا با زبان یا قلم و یا قدم در کار مبارزه جدی و بی غل و غش با آنان هستیم و یا آنکه به بهانه مبارزه و مخالفت ، مسیر را به سود رژیم یا جناحی از رژیم مستقیم یا غیرمستقیم سوق دهیم . به بهانه هایی چون اصلاح طلبی و پرهیز از خشونت ، ورزش دراز مدت دموکراسی و یا فعالیت فرهنگی بدون پوش سیاسی . بی اعتنا به مسئولیت الزام آور و سنگین اکنونی ، به نوعی سر مردم را گرم و شیره بمالیم و وعده های سر خرمن بدهیم . از حیث علمی و عینی ، کسی که به صحنه سیاسی می آید خواه ناخواه هر قدر که زرنگ باشد ؛ نمی تواند موضع واقعی خود را پوشیده بدارد و خواه ناخواه دم خروس از یک جای قبای گفتارش بیرون می زند. کسی که به صحنه سیاسی می آید عنصری سیاسی ست و نه به زیج و لاک خود و یا مثلا در برج عاج نشسته . لااقل از دهه چهل خاصه در زمینه شعر ، اصطلاح « در برج عاج نشسته » متداول شد و این اصطلاح شامل شاعرانی بود که مطلقا کاری به خیر و شر سیاسی و اجتماعی نداشتند ، گرد سیاست نمی گشتند و در عوالم خود سیر و سلوک می کردند. این در حوزه سیاسی مطرح نیست به ویژه کسی که با زبان یا قلم به صحنه می آید و اپوزیسیون به تمام معنا فعال و کوشنده و رو به اعتلای روز افزون را هدف قرار می دهد ، تا آنجا که از محبوبیت ملی و بین المللی آن ؛ نگران هم می شود. ماهیت و درد چنین فردی آشکار است . آنکه در هر پایگاه سیاسی باشد اما خواهان یک مبارزه جدی با تمامیت رژیم است ، هر اندازه که بی خبر از قانونمندی های امر مبارزه باشد ؛ می داند که اپوزیسیون آلترناتیو را زیر سئوال و شک و تردید بردن نوعی خدمت به نظام حاکم است. آنانکه یک جای کارشان لنگ است و ریگی در کفش دارند ، برای فریب افکار عمومی می دانند که چگونه با مفاهیم و کلمات بازی کنند و معرکه بگیرند. آخر آنقدر رژیم فاشستی حاکم بی آبروست که کسی جرأت دفاع از آن ندارد مگر آویزان به جناح یا چهره یی مزور از آن مجموعه کثیف و تبهکار شود، که اگر شد خود را خراب و کثیف کرده است. مگر مردم به تنگ و عصیان درآمده ایران و مجاهدین و مبارزان راستین باید شاهد چه تعداد آدم های حراف حقه باز و عوامفریب باشند ؟ . یکی می گوید اگر مجاهدین خلق کهکشان راه نمی انداختند ، رژیم هم در مقام تلافی ، لیبرتی را  موشکباران نمی کرد !! واقعا زهی بی شرمی . این یاوه و ژاژخواهی را کسی به زبان می آورد که یکی از دردهایش این بود که چرا مجاهدین ، حضرت کم نظیرش را در صحنه ، کنار شخصیت های بین المللی جای نمی دهند . دیگری وقت مطرح شدن محتوای فایل صوتی آقای منتظری حول قتل عام برابر با جنایت علیه بشریت ( تابستان 67 ) ، از سر کین و بغض و خدمتگزاری هرچه بیشتر ؛ فورا کنترل خود را از دست داده ؛ می رود سراغ رهبر مقاومت تا به خیال خام خود او را برابر با خمینی خونخوار کند و با این معادل سازی به شدت احمقانه و رذیلانه زهر بدنامی آن جنایت هولناک را بگیرد. و آن دیگر در حقیقت نه  یقه یک حزب را که خلق محروم کردستان را می گیرد که اسلحه برداشتن موجب بمباران و اعدام دسته جمعی می شود!! .
   کوتاه سخن اینکه فعالیت سیاسی و برگذاری اجتماعات بزرگ باعث خشم و تلافی رژیم می شود ، پس همه « پشت ها به کت ، دست ها روی زانو » و مبارزه مسلحانه یک خلق تحت ستمی که بیش از صد سال سابقه مبارزاتی دارد که دیگر نگفتنی ست مگر آنکه « پشت ها به کت ، دست ها روی زانو » !! .
   امروزه برای آنانکه در صحنه سیاسی اظهار وجود می کنند ، دو خط بیشتر نداریم : یا معتقد به مقاومت و مبارزه با تمامیت شوم رژیم هستند و یا با هر ترفند و بازی با کلمات می خواهند خط سازش را به پیش ببرند. وظیفه ما روشنگری و افشاگری واقعیت های پنهان و آشکار است .      

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۵ مرداد ۳, یکشنبه

طلیعه امیدبخش سرنگونی در افق روشن کهکشان « بورژه »



           طلیعهٌ امیدبخش سرنگونی در افق روشن کهکشان « بورژه »
                                                                                                    رحمان کریمی

   بی هیچ جانبداری متعصبانه ، به حق ؛ گردهمآیی بزرگ « بورژه » در نوع خود با ویژگی چشمگیر آن ، در نهایت درخشندگی و سرشاری از پیام های امیدمند با موفقیت کامل بپایان رسید . واقعا از هر جهت دیدنی و آموزنده بود. دیدنی بود که شکوه عظیم دریای انسانی آزادگان ایران و جهان را به نمایش گذارده بود ، بی هیچ پیرایه و حشو و زواید در خور سوژه حقد و حسد رژیم و مزدورانش . وارد سالن که می شدی ، انگار که به دریایی از شادابی و طراوت و جنب و جوش آزادیخواهان داخل شده یی . به ذهن پیری چون نگارنده چنین رسید که این سالن بزرگتر از سال های پیش آماده کارزار تاریخی سالانه نمی شد مگر آنکه انسان هایی هدفمند و پرتوان با تحمل روزها و شب ها آن را برای ما آراسته و آماده کرده باشند . و حضور شیفتگان پرشمار حکایت از یک بسیج بزرگ مردمی می کرد . نگارنده براین بسیج و آماده کنندگان سلام می کنم . رژیم فاشیستی ملایان پاچه ورمالیده و شیطان صفت حاکم بر ایران ، شریف ترین و دلاورترین فرزندان آزادی ستان ایران ستمکش را به موشک ها بستند تا مگر فروغ این کهکشان را بی فروغ کنند و خوشا که چونان دگر پندارهای پیشین شان ، پندار محتضری بیهوده دست و پازن از آب درآمد. چرا که فهم مسیر دشوار و پرفراز و نشیب تاریخ از شعور و درک آنان بیرون است . آنان ضد تاریخند . ارزش مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت در همین نکته پر از راز و رمز و رنج و تعب نهفته است که فقط ایمان راسخ می طلبد و حوصله یی به ظرفیت رنج درازنای تاریخ ستمدیدگان جامعه بشری . فرخنده بادا مجاهدین خلق که پرورده مکتب آزادگی و مقاومت تمام عیار در برابر مهیب ترین و سنگین ترین مصائب روزگار استبداد زده اند. وقتی مجاهد راستین خلق باشی ، با جثه یی به ظاهر نحیف می توانی پشت پهلوانان و پیلتنان ناجوانمرد و نامردمی را بخاک آوری . این همان شگفتی یا معجزه یی ست که نگارنده به سال ها شاهد آن بوده و هستم . اینهمه شگفتی و اعجاب و حضور درخشان ایمان و ایثار با صرف انرژی های بیرون از توان یک انسان حاصل نمی شد اگر مکتب انسانساز و رهبران و انقلاب درونسازمانی نمی بود. رنجمایه دردناک و تأسفبار شکست های پی در پی تاریخی ایران ، بی هیچ تعارف و ملاحظه ؛ بیانگر ناصافی ها و ناصداقت ها و فرصت طلبی های اخلاقی ملتی ست که همواره زیر سیطره بدترین استبدادهای غیرقابل تصور، به صحنه آمده و زحمت زحمتکشان سیاسی و انقلابی را به هدر داده است . انقلاب اخلاقی درونسازمانی مجاهدین خلق حامل چنین دقت و توجه لازم بوده است که امروز ما نتیجه آن را در « بورژه » دیدیم . بگذار جیره خواران حقیر رژیم مستأصل فاشیستی خفه کننده ملت ایران همصدا با دیگر اضداد ، این شکوه معجزه انسانی را مطابق ظرفیت ناچیز خود با پول و امثالهم قیاس و تبلیغ کنند. تازگی ندارد . همواره دیکتاتورها سمپاش های خود را نیز  داشته اند.
    کهکشان « بورژه » از حیث جمعیت و ارزش های پیامی ، نه آنچه بود که هرساله بود. این تجمع عظیم ، نشان داد که مقاومت ایران با پرچمداری یک بانوی آگاه و خستگی ناپذیر خواهان جدی سرنگونی رژیمی نامتعارف است که همراه با تسمه کشیدن بی رحمانه از گرده ملت مظلوم ایران ، می خواهد با تعدی و تجاوز و تفرقه افکنی و دسته بندی از تهی مغزان منطقه ؛ با به آشوب کشیدن خاور میانه ؛ کام کارتل ها و تراست های استعماری را شیرین کند تا بلکه با حمایت آنان بماند. هر رژیم دیکتاتوری با هر مقدار از سرکوب و تاراج منافع ملی و حمایت بین الدولتی ، بالاخره فرصتی محدود دارد. این محدودیت در ذات و عملکرد احمقانه و در عین حال خوشباورانه دیکتاتورها مستتر است . آلترناتیو نظام ملایان خواهان صلح و امنیت و برابری و برادری و حسن همجواری و همزیستی با تمامی ملل منطقه و جهان است . ما هواداران می گوییم که برای سرنگونی این جرثومه خون و فساد و فتنه ، بی توجه به تبلیغات دشمنان رهایی خلق ، استقبال می کنیم از هر دستی که این هدف را مدد کند و شر فاشیست ها را از سر ایران و جهان کوتاه .           

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۵ تیر ۵, شنبه

وزارت ننگین در درمانگی ، با طرحی احمقانه ؛ به خادم خود تیر خلاص زد



      وزارت ننگین در درماندگی ، با طرحی احمقانه ؛ به خادم خود تیر خلاص زد

                                                                                                               رحمان کریمی

   هر رژیم دیکتاتوری به نسبت شرایط خود و اپوزیسیون ، سیاست مقابله و تعرض را برنامه ریزی می کند . اینکه خود تا چه اندازه استحکام دارد و با اقبال مردم روبروست و اپوزیسیون در چه حد از توان سیاسی و ایدئولوژیکی ، پایداری و مقاومت می نماید. هیچ رژیم دیکتاتوری برای یک اپوزیسیون ضعیف و ناتوان از مبارزه جدی ، نمی آید سرمایه گذاری های سنگین و وقت و انرژی فرسای ؛ بنماید.
   نظام پوسیده و متزلزل و بحران زده ملا – پاسدار حاکم گرفتار موقعیت استثنائی ست . از حیث اجتماعی به شدت مورد نفرت اقشار و طبقات زحمتکش جامعه تحت ستم ایران است . بحران اقتصادی ، سیاسی و بین المللی و تقابل روبتزاید جناح ها ؛ تهدیدی جدی و ویرانگر است. از سوی دیگر رژیم با اپوزیسیونی روبرو و در مقابله است که طی هجوم های وحشیانه به او از زمان خمینی دجال روزگار تا به امروز با آنکه تلفات و لطمات کمر شکن دیده ، از پای در نیامده است . برعکس ، هر زمان تواناتر و گسترده تر و محبوب تر هم صحنه ملی و هم منطقه یی و هم جهانی را در اشغال نفوذ و پیام های درخشان انسانی و آزادیخواهانه خود گرفته است . و بی هیچ تردید به اثبات رسانده است که نه فقط یک تشکل ظاهری اپوزیسیون بل آلترناتیو بی چون و چرای رژیم اوباش فاشیستی حاکم است . این همان نقطه و گرهگاه ترس و وحشت و بغض و کین جنون آمیز سردمداران رژیم است . مگر جز مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت و ارتش بی سلاح آزادیبخش ، دیگرانی در صحنه نیستند که تهدیدی برای رژیم باشند ؟ عملا می بینیم که حد اکثر تلاش رژیم برای طیف های دیگر ، نفوذ در آنها و عضوگیری کردن میان آنهاست .
   رژیم درمانده بعد از سال ها یورش های نظامی هوایی و زمینی همراه با توطئه های سنگین و استفاده از تمامی امکانات دیپلوماسی بیرون از قاعده و استاندارد های بین المللی ، به خوبی دریافته است که نابودی این آلترناتیو ممکن نیست . بنابراین از طریق وزارت بدنام و جاسوس پرور اطلاعات و دیگر ارگان ها و بلندگوهای اطلاعاتی و تبلیغاتی ، دل سوخته اش را بدین خوش کرده است که بلکه با جنگ سنگین و وسیع و بی سابقه تبلیغاتی خود ، سازمان پرافتخار مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران  را بی اعتبار و بی ارزش کند. این امر نیاز به خدمتگزارانی بیرون از چهره های درون نظام دارد تا بتواند توسط این عناصر خائن و خود فروخته به اهداف شوم و ضد ملی خود برسد .
   تجربه احزاب و سازمان ها و جنبش های رهایی بخش جهان در جوامع استبداد زده نشان داده است که هر اندازه عمر مبارزاتی طولانی تر و سخت تر می شود ، به ارقام خائنان نیز اضافه می گردد . کسی که بیرون می زند اگر از فطرت انسانی برخوردار نباشد ، کینه او به جنبش حتا از دشمن اصلی هم بیشتر می شود. او به نوعی به پوچی و بی هدفی مطلق می رسد. غرایز خودخواهی در او به اوج اعلا می رسد . در مطرح شدن و کسب شهرت ، نام و ننگ برایش یکی می گردد. فحشم بده بلکه مطرح شوم !! البته خیانت هم حد و اندازه یی دارد هر چند که خائنان ، مصداق یکدیگرند و وجه مشترکی دارند. نهایت بعضی می خواهند در خیانت ، ژنرال و مارشال چهار ستاره ! شوند. یعنی مصداق مصداقان شود. اینجاست که حضرتش با رهنمود و طرح بس احمقانه فرمانده اش چنان دسته گلی به آب می دهد که خود او را آب می برد. او که تا کنون در پندار خام خویش ، نبوغ خود را در بوق می دید و همواره می خواست خیانتش را پشت درخت حنظل حاشا و انتقاد پنهان کند ، به یکباره با طرح جدید وزارت بدنام ؛ ماهیتش برای هر ذی شعور ایرانی که ریگی در کفش ندارد عریان و آفتابی می شود. شک و تردیدها و شاید و بلکه ها از میان می رود و مأموریت آنقدر قد می افرازد که با کله به زمین می خورد. و سوزش تیر خلاص را در شقیقه آرام و بی رگ خود احساس می کند.
   نگارنده به ماوقع این طرح وزارت بدنام بنام مصاحبه با یک ساواکی جنایتکار نپرداختم زیرا اعضای محترم شورای ملی مقاومت و دیگر یاران هوادار به طرز مقنعی پرداخته اند که آخرین آن از عضو برجسته شورا و سخنگوی سازمان چریک های فدایی خلق پایدار آقای مهدی سامع بود که مستدل و منطقی و عینی ماهیت و اهداف احمقانه و ول معطل مصاحبه کننده و مصاحبه شونده که اینک هردو از یک آخور می خورند را به خوبی برملا کرد. کلا اینگونه تشبثات مذبوحانه رژیم و وزارت بدنامش حکایت از بحران زدگی خودشان  و ترس و وحشت بی درمان از مقاومت سرفراز ایران زمین است و لاغیر .           

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed