۱۳۹۵ شهریور ۲۴, چهارشنبه

تبریک ــ این پیروزی بزرگ استراتژیکی ، بیانگر پیروزی نهایی محتوم است



              این پیروزی بزرگ استراتژیکی ، بیانگر پیروزی نهایی محتوم است

   فرزندان و جگرگوشه گان بی نظیر و قهرمان ایثارگر اشرفی به سلامت و پیروزی به آلبانی رسیدند. این یک شکست استراتژیکی برای اهریمنان خونخوار حاکم بر ایران دربند و لاجرم یک پیروزی استراتژیکی برای مقاومت سختکوش و سرفراز ایران زمین است. دلیل هم کاملا واضح . خمینی و خمینیسم بخصوص از سال 1360 به بعد کمر به نابودی یا کمرشکستن مجاهدین خلق گرفت . شدت و حِدّت واقعی این تصمیم جنایتکارانه و ضد بشری از تاریخچه زندان های مخوف شروع شد تا هجوم فیزیکی و روانی و تبلیغاتی در تمامی حوزه های ملی ، منطقه یی و جهانی . مرکز ثقل این هجوم ، ارتش آزادیبخش بود که چون بعد از جنگ ، عراق جولانگاه و چراگاه راحت و بی مانع جدی گـُرازان و گرگ ها دین دکان قرار گرفت ؛ براین باور و امید شدند که با حذف این ارتش ملی تنها رقیب سرسخت مزاحم را هم خیال خود را از مجاهدین خلق راحت کنند و هم به مردمان به تنگ آمده ایران بفهمانند که قوی ترین شما را به زانو درآوردیم و در محاسبات ملی و بین المللی برای همیشه حذف و پاک کردیم ، بنابراین راهی دیگر نیست جز آنکه خود را جمع و جور کنید و با رژیم ما دمساز و همساز گیرم که به بهانه اصلاح طلبی و مبارزه غیر خشونت طلبی !! ما با آوردن و پر و بال دادن های فاقد پرواز از بام خودمان ، حواسمان هست که این زمینه بقای رژیم را کور نکنیم . راز و رمز مقاومت که سرلوحه مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت است و تجلی آن در اشرفیان قهرمان به آشکارا و اشکال مختلف تعریف و تثبیت شده است در همین نا امید شدن از سیاست جهان نامساعد و چند چهره و سوداگر است که تا کنون دست از اهریمنان برنداشته و به بهانه ها و لطایف الحیل های به شدت موذیانه و آب زیرکاه کوشیده است که از سقوط محتوم این ضد بشران جنگ طلب و تفرقه انگیز ؛ جلوگیری کند. بیاد بیاوریم هجوم ها و موشک ها که خم به ابرو نیاوردند و کوبلر ها را واسطه و توجیه گر حقایق کردند. بیادبیاوریم که مزدوران حقیر به سالیان تبلیغ کردند که رهبران نمی خواهند اشرفیان از عراق بیرون بروند و مرگ و میر آنان برایشان مهم نیست مگر جنبه تبلیغاتی آن و از زمانی که به همت مقاومت بی سابقه قهرمانان اشرفی و تلاش و پیگیری بی وقفه مسئولان تحت پرچمداری پرتلاش مریم قهرمان ، جهانداران ناگزیر به رعایت شدند و فرزندان دلاور میهن راه به آلبانی بردند این دکه های رسوا و کساد مزدوران براین ساز استوار شد که مجاهدین را از عراق بیرون کردند.
   رژیم نمی خواست که دشمنان سوگند خورده و تا پای جان مصمم ، از تیر رسش خارج شود . او قاطعانه می خواست یا نابود کند یا آنان را به انفعال و تسلیم وادارد و این برایش یک استراتژی حیاتی و بقا بود. چنین است که ما می گوییم شکست این استراتژی ، به معنی پیروزی استراتژیکی مقاومت ایران است .
   ما این پیروزی شگفت را به رهبران مقاومت ایران خاصه مریم قهرمان و مسئولان سازمان مجاهدین خلق و کوششگران شورایی و تمامی هواداران وفادار و ملت ایران و همه آزادیخواهان جهان ، با غرور و شادمانی تبریک و تهنیت می گوییم که می دانیم فردا از آن پایداران است .
            فرشته و رحمان کریمی  
          10 سپتامبر 2016           

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

نگاهی عمیق تر به گـُرگرفتگی آتش زیر خاکستر سانسور و اختناق



باش تا صبح دولتت بدمد
کاین هنوز از نتایج سحر است
                            حافظ
غم این خفته چند
خواب در چشم ترم
می شکند.
               نیما یوشیج

                       نگاهی عمیق تر به گـُرگرفتگی آتش زیر خاکستر سانسور و اختناق

                                                                                                                     رحمان کریمی

    بی هیچ گزافه گویی ، مجاهدین خلق ایران و مبارزان راستین راه آزادی ؛ بار و جورکش بدترین مرحله تاریخی ایران بوده و هستند. ثقل طاقت فرسای این بار بی سابقه بردوش مجاهدین خلق است. خون دل می خورند ، می ایستند و در تمامی جبهه های مقابله با پدیده شوم و خونبار و سرشار از نحس و نکبت و تقلب و زد و بند و دروغگویی خمینیسم با پرداخت سنگین ترین بها می رزمند و ایران و ملت عاصی ایران را در منطقه و جهان نمایندگی می کنند. لغز خوانی ها ، سرزنش ها و اتهامات جعلی را تحمل می کنند و خم به ابرو نمی آورند. حقا که در عصر ما ، چنین پدیده شگفت هدفمند و آزادیخواه در خور تأمل و بازبینی مجدد دارد از اعماق مسایل و حوادث .
  اینک که به یمن انتشار فایل صوتی مرحوم منتظری ، داغ دیرینی بر دل و جان ها و ننگ و نفرینی بر پیشانی سیاه خمینی و رژیم تبهکارش تازه شده ؛ جا دارد که بیرون از احساسات تند زودگذر ، نگاهی عمیق تر به این مهم داشته باشیم . آن رنج کشیدگانی که پیش و بعد ویا همزمان با قتل عام موحش سال 67 ماندند و خاطره های نا باور جانگداز را کتاب کردند ، چرا ما خوانده یا ناخوانده آنان و یادنامه هایشان را از یاد بردیم و امروز من هوادار بی یادی جدی از آن نازنینان معتقد و شرافتمند ، گویی که با فایل صوتی بس گرانبهای مرحوم منتظری تازه از خواب نوشین بیدار شده ام . سال های سال است که سازمان مجاهدین خلق ایران به تناوب و تناسب موقعیت فاجعه عظیم را در زیر سقف آسمان جهان فریاد کرده اند . و شاهد این امر ، خاطرات مستند و کتاب شده شاهدان زنده . مجاهدین خلق آنچه در توان دارند ، ذره یی کوتاهی نکرده و نخواهند کرد. از بسیج ایرانیان در میادین و معابر جهان گرفته تا بسیج پارلمانترها و شخصیت های حقوق بشری جهان . اما به عهده خانواده های جگرسوخته داغدار است و زندانیان سیاسی که در زندان ها با روح و گوشت و استخوان خود شکنجه ها و ستم ها و تضییقات بیشمار و روزمره پاسداران نظام مرگ را تحمل کرده اند که جلو دفاتر سازمان ملل متحد در کشورها حتا ایران ، اجتماع کنند و قطعنامه خود را به دفتر دهند. نباید بگذاریم که این آتش که شعله برکشیده است با گذشت زمان ، فروکش کند و از برنامه خارج شود. تا این رژیم تبهکار با تمامی بحران ها و تزلزل ها هنوز برسر کار است ، نباید این فرصت گرانبها را از دست بدهیم . باید از شخصیت های اروپایی و آمریکایی و غیره مجدانه بخواهیم که از موضع بشردوستی ، این فاجعه را از طریق مطبوعات و رسانه ها به اطلاع ملت خود برسانند. ارزش وجودی آنها غیرقابل انکار است اما باید پارا و بیان را فرا تر از حوزه ما ایرانیان بگذارند. دیگر آنکه اگر قتل عام تابستان سال 67 عظیم ترین است اما نباید فراموش کنیم که خمینی خونخوار و تبهکار و اتباعش از سال 60 قتل عام را آغاز کردند که تا به امروز به بهانه های مختلف ادامه دارد. جلاد معممی بنام خمینی ، هرگز پدیده یی غافلگیر کننده نبود. او در کتاب « توضیح المسایل » خود که سال ها پیش از به قدرت نشستن نوشته بود ، آشکارا خطاب به طلبه ها و آخوند ها می گوید که حد زدن و تعزیر و اجرای احکام شرعی به عهده شما و حق شماست . همین در خود کلی معنی و از جمله « ولایت فقیه » را دارد. ساواک شاه این کتاب را ممنوع کرد !  خمینی شیطان ملعون غریبی بود. او مثل سایه ساکت ، کنار آخوند کاشانی بود و لب از لب در ملاء برنمی داشت . او حامی فداییان اسلام که کارشان را با ترور زنده یاد احمد کسروی شروع کردند ، می بود. چون به قدرت نشست ، تروریسم را دولتی کرد و رهبر وقت فداییان اسلام یعنی صادق خلخالی قصاب را محرم خود. او مثل تمام شیادی های دیگرش ، نظام ولایت فقیه را « جمهوری اسلامی » خواند. در حالیکه نه جمهوری بود و نه اسلامی . چرا ؟ چون در همان ابتدای اقتدارش گفت : « اسلام یعنی آخوند » بر در و دیوار شهرها هم نوشتند. و ما از یاد نبرده ایم که معنایش هم کاملا واضح بود که نه اسلام مسعود رجوی ، نه اسلام مرحوم شریعتی که می گفت اسلام منهای آخوند ، نه اسلام زنده یاد کاظم سامی ، و نه حتا اسلام بازرگان . دقیقا اسلام حوزوی و آخوندی آنهم از جنس خود پلیدش . وگرنه اسلام مرحوم طالقانی را هم نمی خواست . اسلام شاگرد سابق خود استاد جلال گنجه یی را هم نمی خواست که به خونش تشنه ، مرد . تعریف کلاسیک « جمهوری » کاملا معلوم است و چیز تازه یی نیست . وقتی نظام بر محور ولایت فقیه استوار است ، دیگر جمهوری یک جوک و دکور مضحک بیش نیست . خمینی ملعون و اتباع مثل خودش می دانستند که اگر به مدد رمزی کلارک و ژنرال هایزر و سفرای آمریکا و انگلیس در اواخر قرن بیستم از سر قیام یک ملت ، پریده  به حاکمیت رسیده اند اما زمانه خیلی پیشتر از آن است که خلافت مطلقه را تاب بیاورد. بنابراین از سر ملعنت و حسابگری ، رییس جمهور تراشیدند که در نهایت زیر دست همان ولی فقیه باید تِنگ و واتنگ و متناسب با شرایط زمانی جهان ، به صد شیادی نقش ایفا کند. خمینی و نظام پلیدش خیلی از معادلات سیاسی و اجتماعی را وارونه کردند ، بهم ریختند و مسخ کردند  که لااقل در تاریخ معاصر جهان بی سابقه بوده و هست. این رژیم آدمکش مکار متزلزل حتا مفهوم و مرز « پناهندگی سیاسی » را هم مخدوش کرده است . تقریبا سی سال پیش بود که زنده یاد غلامحسین ساعدی مقاله جالبی نوشت که « پناهنده واقعی سیاسی کیست ؟ » . زنده یاد گوهرمراد تبریزی زنده نماند تا ببیند امروز را که تعدادی از ایادی رژیم که یا سابقه بازجو و شکنجه گر دارند و یا تا دیروز سفیر تروریست پرور رژیم در اروپا بوده اند و حال با در اختیار داشتن رادیوها و تلویزیون های حامی رژیم ؛ نقش « اپوزیسیون » !! به اصطلاح اصلاح طلب !! بازی می کنند . اصلاح طلب به همان مفهومی که آخوند مکار روحانی مدعی آن است که شاهدش هم « پورمحمدی » جلاد بی رحم می باشد که بعنوان وزیر دادگستری کابینه اصلاح طلبان !! ، به جنایت خود مباهات می کند . ما باید همگام و همصدا با مقاومت سرفراز ایران ، ارزش های مفاهیمی لغات را از دست ندهیم تا مبادا ناخواسته خلط مبحثی پیش آید.
  پیش بسوی پرونده گشایی قتل عام 67 در دادگاه بین المللی لاهه .    

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۵ شهریور ۴, پنجشنبه

مـا کجـا ، آفتـابــه دزد کجـا ؟



                 ما کجا ، آفتابه دزد کجا ؟
                                                                                رحمان کریمی

صلات ظهر بود. چند تا طلبه و « مؤمنان » محله پای حوض آبریزگاه ، داشتند دستنماز می گرفتند که یکهو صدای پیرمرد متولی مسجد بلند شد که : « آی دزد ! ... آی دزد ! » و همه به دو به سمت هشتی مسجد . صدای ناله یی میان هجوم مشت و لگد و لنگه کفش بلند شد. متولی با صدایی خفه و زنگدار فریاد زد : « یکی بره عقب آقا ! ... عجب مصیبتی ؟ » . آغا ، بشکه یی حجیم بود که نفس زنان انگار که در گردباد می آید ، سر رسید که : « ملعون نابکار را بیاورید تو حیاط » .
خون صورتش را پوشانده بود. هیکلی نحیف داشت ، گویی شاخه رزی ست که دارد شراب پس می دهد . گردن کلفتی که خون چشمانش را گرفته بود داد زد که : « آقا به جدتان همین که دیدم آفتابه را آب نکرده رفت هشتی ، دویدم دنبالش ... کوبیدمش سینه دیوار ». امام مسجد ، عرق صورت چاق و پف آلودش را پاک کرد و نفس زنان گفت : « بارک الله به تو سرباز جانباز نظام مقدس اسلامی ... اما شما ای رعیت اسلام ! فکر نکنید قضیه به این سادگیه ... این یک توطئه جدید و مرموز برای بدنام کردن جمهوری اسلامی ایران است... » یکی از طلبه ها گفت : « آقا می فرمایید کیان اسلام به خطر افتاده ؟ » آغا گفت : « استغفرالله ... زبانت را بگز ! صدام نتونس ... استکبار جهانی نتونس ، این توطئه مسخره آفتابه دزدی می تواند ؟ اما امت همیشه در صحنه نباید از منافقین غافل شوند. می خواهند آبرو ببرند... می خواهند بگویند امت اسلامی آنقدر گرسنه و درمانده شده که ناچارند آفتابه دزدی کنند. آنهم از مسجد من ! ... » آفتابه دزد بیچاره که نا و رمقی برایش نمانده بود با صدایی خفه و خون آلود گفت : « آقا این چیزا که شما می فرمایید نیست ... ننه زهرا دو پا را کرد توی یه لنگه کفش که : « امروز یا نمی آیی خونه یا با آفتابه می آیی ...» آغا با عصبانیت داد زد : « دهن این منافق رو ببندید ... بگو ببینم ننه زهرا اسم تشکیلاتی مسئولت هست یا خودش عضو شبکه توطئه ؟ آی ایهاالناس شما می دونید که ایران در سایه همت والای روحانیت به چه رشد اقتصادی رسیده است ، رشدی که موجب رشک و حسد دنیا شده . همه انگشت به دهان مانده اند که روحانیت چگونه اینجور پیشرفت حاصل کرده است . در نظام مقدس اسلامی ما به الحمدلله دزد پیدا نمی شود مگر میلیارد میلیارد . این نشانه ترقی و سطح بالای رفاه عمومی ست . در بحبوحه اینهمه افتخارات بیرون از تصور بشری ، یکمرتبه دزد آفتابه پیدا شود. حاج صدیق ! تو بگو که چند خرج یک شب عروسی پسرت کردی ؟ » حاج صدیق دستی به محاسن خود کشید و گفت : « والله با همه صرفه جویی در بریز و بپاش که کردم ، شد چهارصد میلیون تومن » . آغا فاتحانه شکم برآمده اش را جلوداد و گفت : « ملاحظه کردید به کجا رسیده ایم ... این رقم تازه حداقل است ... می خواهید که منافقین و اسرائیل و عربستان دست به این توطئه ها نزنند ؟ ... » یکی گفت : « آقا آمریکا را فراموش کردید ! » ملا جوابش داد که : « کجای کاری مش فهیم ؟ از وقتی که برادر حسین به کاخ سفید تشریف بردند ، دیگر آمریکا شیطان بزرگ یا کوچک نیست . حامی اسلام ناب حوزوی ست ... آخر مغزتان را بکار بیاندازید و کمی سیاسی شوید. اینکه اینجور جلوتان خودش را مظلوم گرفته ، منافق است و دشمن خطرناک نظام با شروع توطئه یی خراب کننده ... ». جوانی که مات و مبهوت به صحنه و سر و ریخت خونشالوی بابای زهرا نگاه می کرد به ملا گفت : « آقا این بنده خدا تو خونه ما می شینه ... خودش و زنش با دختر کوچک شان یکی از مستأجرهای ماست . یه هفته پیش با آفتابه تو بلانسبت شما بود که تو کوچه دعوا راه افتاد . با آفتابه می رود تا ببیند چه خبر است ؟ آفتابه را گذاشته بود سینه دیوار . دیگه یادش می ره آفتابه رو برداره ... آخه هر خانوار یه آفتابه برای خودشون دارن ... این بیچاره عمله بود و از چوب بست افتاد و علیل شد . دیگه نمی تونه کار کنه . یه هفته تمام ننه زهرا از همسایه ها آفتابه قرض می کرد . شنیدم که امروز حاشا و للا باید با آفتابه بیای ... » صبر آغا سر آمد ، داد کشید که : « خفه شو منافق ! خب ، همدستش پیدا شد ... تا حالا سه نفر از شبکه تخریب تبلیغاتی منافقین را شناخته ایم ... تلفن بزنید به سپاه تا برادران بیایند اینها را ببرند و ته و توی قضیه را در بیاورند » . و رفت به محراب مسجد تا اقامه نماز کند.             

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed