۱۳۹۱ خرداد ۱۶, سه‌شنبه

به مناسبت هفتادوپنجمین سالگرد تولد نویسنده مبارز و شاعر متعهد ، آقای رحمان کریمی

به مناسبت هفتادوپنجمین سالگرد تولد نویسنده مبارز و شاعر متعهد ، آقای رحمان کریمی تقدیم حضور ایشان می گردد.


گرامی باد عمری که به مبارزه گذشت.

زهره محسنی پور

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ خرداد ۱۱, پنجشنبه

یاران بزنید طبل که استاد هنر رفت ـ رحمان کریمی

مراسم خاکسپاری زنده یاد استاد بهرام عالیوندی ـ اطریش
غزل زیر ، درمراسم وداع و به خاکسپاری روانشاد استاد بهرام عالیوندی ؛ 
توسط سراینده خوانده شد .

                                                                           

یاران بزنید طبل که استاد هنر رفت
آن یار وفادار و آن اهل نظر رفت
همواره مرا بود به او الفت دیرین
آن دیرینه دریغا ، به تصمیم قـَدَر رفت
میلش به هنر بود و به آزادی ایران
ناهید هنر،باز نهاد و بی موقع سفررفت
انگشت ندامت بگز ای مرگ گرانبار
کز سرداران هنر ، سردار دگر رفت 



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ خرداد ۴, پنجشنبه

در سوگ استاد بهرام عالیوندی

نبرد بی امان استاد با عفریت مرگ ، سرانجام بپایان رسید و رفت . اما او یاد خود وگنجینه گرانبهای هنری اش را برای ما و نسل های آینده به جای گذارده است . وقتی بانوی بزرگوار هنرمندش ، ناهید خانم ، تلفنی گفت که استاد دگرباره به بیمارستان برده شد ، به گریه افتادم و تلفن را قطع کردم . دل می گفت او دیگر به خانه باز نخواهد گشت . دردا و دریغا که حرف و حس دل ، درست آمد . قبلاً هم طی مقاله یی حول این گرانقدر استاد هنرمند مقاومت ایران ، سخن گفته ام که با او از سال های حکومت زنده یاد دکتر مصدق ؛ افتخار دوستی وهمگامی داشته ام . تا حال مساعد شود برای نوشتاری دیگر ضمن تقدیم تسلیت و تسلای خود و فرشته به ناهید همت آبادی بانوی هنر اُپرای ایران و دو فرزند قهرمانش شهرام دراشرف و بهنام درلیبرتی و نیز یکایک اعضای مقاومت سرفراز ایران، به جا می دانم که شعری را که درسال ۲۰۰۵ تقدیم آن شاد روان کرده ام درزیر بیاورم.
تقدیم به : هنرمند نامدار قدیمی و پیشکسوت هنرمدرن نقاشی «استاد بهرام عالیوندی»
    
 در پیــرســالـی  هــم  مـی تــوان
  رحمان کریمی                                                                                   

در پیرسالی هم می توان
ردایی  از آفتاب  بردوش کشید
و
بدیدار جهان رفت  :
فسردگان را با صفای دل گرمایی بخشید
دل شکستگان را با کلامی  از مهر ، تسلایی داد .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

می رسد صبح سپید ، از پی این شام سیاه

رحمان کریمی


درشب حوصله ، تا حادثه بیدار بمان
تا خروسخوان سحر، در تب دیدار بمان 

آشنایان همه رفتند و نمانده ست کسی
تو مبادا بروی ، با من بیمار بمان 

گرتوانم که سر از فاجعه برگیرم زود
در کنارم ، تو مرا، شاهد گفتار بمان 

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ اردیبهشت ۴, دوشنبه

نـَه حلقه مفقوده داروین از توطئه باز می ایستد ونـَه اشرفیان قهرمان از مقاومت

نه حلقه مفقوده داروین از توطئه باز می ایستد و نه اشرفیان قهرمان از مقاومت
رحمان کریمی
دوست عزیزی تلفن زد که چه دنیایی شده است ! . پرسیدم : باز چه شده ؟ گفت رژیم درپیسی وضع خود ، دوباره برای یک توطئه دیگر، دارد داستان مجعول وکهنه شده « کرد کشی » مجاهدین خلق را تازه می کند . گفتمش که این تازگی ندارد . جان حلقه مفقوده داروین که همانا آخوندهای حاکم باشند به بود ونبود مجاهدین خلق ایران بستگی دارد واین نکته را خودشان بهتراز هرکس ازهمان آغاز حکومت دریافته اند. خمینی آرزوی نابودی مجاهدین را به گور برد و طبیعی ست که سلفش هم بی تاب همین نامرادی باشد . سی ویک سال پیش ، سرسلسله اجامر واوباش آدمکش یعنی خمینی دجال به سه دلیل به قتل عام ونابودی مجاهدین خلق که تازه به تجدید سازمانی خود پرداخته بودند ، کمربربست :
الف ــ اختلاف عمیق وپرنشدنی ایدئولوژیکی مبتنی بر نوع نگرش اسلامی .
ب ــ پایگاه عظیم توده یی مجاهدین خلق به ویژه درمیان نسل جوان .
پ ــ فهم ودرک ارتجاعی اما سخت شیطانی خمینی از جوهره و پتانسیل نیرومند مسعود برای رهبری وبسیج و سازماندهی ونیز غیرقابل خرید بودن اوبا هر منصب ومقامی.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ فروردین ۲۳, چهارشنبه

پــریــزادان ، پــریــزادان ، پــریزاد

شعر زیر به مناسبت سالروز فروغ اشرف و بزرگداشت یاد اشرفی قهرمان ، بردیا امیرمستوفی ؛ در مراسمی که در کلن برگزارشد ، توسط سراینده قرائت گردید .
پریزادان ، پریزادان ، پریزاد ! *
رحمان کریمی
پریزادان ، پریزادان ، پریزاد !
شب تاریک و ابراندوده دل ها
چه برخاک نبرد افتاده یل ها
نمی بارد که بارانی شوم تـُند
به دشت سینه و این ساعت کُند
بشویم هر غبار از چهرهٌ دوست
کنم یک چهره ، جانا ، هرکه با اوست .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ فروردین ۱۶, چهارشنبه

خطـا بـه یی بــرای فــردایـان

با عشق واحترام ، تقدیم به اشرفیان قهرمان از اشرف تا لیبرتی و هرجای جهان که باشند .
خطـابـه یی بـرای فـردایان
رحمان کریمی
از کُنج ویرانه های باد قطبی
به ایوان خونین افق برآمدم
جهانی درخواب و جهانی بیدار
جهانی گرسنه و جهانی بیمار بلع وهضم .
قامت بلند جنگل ها ،
خو گرفته با زخم تیشه ها وارّه ها
دریاها ، مسموم از تـُفاله های سرمایه
اجساد مرغ وماهی و نهنگ را
به ساحل « آی آدم ها » * می آورند .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۱ فروردین ۲, چهارشنبه

مقاومت ایران و بلندگوهای استعماری

مقاومت ایران و بلند گو های استعماری
رحمان کریمی
موحدان برای اثبات وجود خدا یک عبارت موجز معروف دارند : « خدا را به چه می شناسی ؟ به دلیل عقل » . ما هم به دلیل تجربی – تاریخی چندین نسل ، ماهیت وارزشمندی هر
شخص و جنبشی را درنحوه برخورد بلندگوهای استعماری خاصه بنگاه صدا وسیمای استعمارپیر « بی بی سی » فهم می کنیم . مردم ایران تا بدانجا براین نشانه ومدلل واقفند که ماندن یا رفتن دیکتاتورها راهم با این متراژ برای خودشان ارزیابی می کنند . جاوید مرد تاریخ معاصرایران دکترمحمد مصدق هدف شماره یک بی بی سی بود دردشمنی و عناد ورزیدن و تبلیغات زهرآگین علیه او کردن . به هرحال زنده یاد مصدق به حکومت رسیده بود و رییس دولت بود . مردی که داشت نفت ایران را ملی می کردو خلع ید از استعمار انگلیس . اما مجاهدین خلق ایران فقط یک سازمان وتشکیلات اپوزیسیونی بیش نیستند . سابقه ندارد که بلندگوهای استعماری یک جنبشی را که هنوز به قدرت نرسیده تا بدین پایه مورد خصومت ، لوث وخراب کردن وپرونده سازی های استعماری خود قراردهد ، آنهم سازمانی که دشمن اصلی اش یعنی رژیم فاشیستی ملا- پاسدار حاکم دریک تناقض آشکار دربیان وعمل ، آن را « گروهک » می خواند . نه رژیم می تواند پاسخ قانع کننده دهد ونه حامیان و بلندگوهای استعماری که اگر گروهک است که اینهمه به صرف وقت وانرژی و توطئه نباید نیاز داشته باشد . چه پول های هنگفت به ویژه درغرب صرف مقابله با سازمان مجاهدین خلق ایران می شود که درخور محاسبه نیست . مردم تحت ستم وسرکوب ایران خاصه نسل جوان که اکثریت جمعیت را شامل می شوند ، اگر چند صباحی گول یک یا دو بلندگوی نواستعماری بخورند و بعد به آگاهی وحقیقت امر برسند ، فریب بی بی سی را هرگز نخواهند خورد چرا که همگان ، سیاست استعمار پیر انگلیس را از بَرهستند . مردم ایران به وضوح می بینند که انگار بنگاه بی بی سی شعبه یی از بنگاه های تبلیغاتی رژیم است ، مستقر درپایتخت « دولت فخیمه » یعنی لندن . آخر آدم خرفت هم که کرده باشد اگر ریگی درکفش نداشته باشد از خودش می پرسد که یعنی چه ؟ رادیو وتلویزیون یک کشور اروپایی درقبال یک جنبش توانمند ضد رژیم ، تا این اندازه وقت و مایه بگذارد . حاج بی بی اخیراً اضافه بر تمامی مسمومات مشعشعش ، گزارش داده که وزارت دارایی آمریکا برای چند شخصیت حامی اشرفیان قهرمان و مقاومت سرفراز ایران ، احضاریه فرستاده است . یعنی آقایان از مجاهدین خلق پول می گیرند ومی آیند به حمایت ، سخنرانی می کنند !! ما دراین نوشتار می خواهیم همین را کالبد شکافی کنیم :

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۰ اسفند ۲۷, شنبه

حرف هایی به انگیزه آخرین طرح استاد عالیوندی

حرف هایی به انگیزه آخرین طرح استاد بهرام عالیوندی
رحمان کریمی
فرشته که از کنفرانس جهانی روز زن از پاریس برگشت ، پرسیدم : ناهید خانم را هم دیدی* ؟ گفت : نیامده بود . ریه های استاد عفونی شده ، دربیمارستان زیر سرم ومراقبت پزشکی ؛ بستری ست . دلم فروریخت . چیزی درآن سحرگاه خاموش درمن شکست . چنان سنگین و پر شتاب و مضطرب شکست که فقط یک پاره آن کافی بود تا دگرباره مرا به گذشته های دور، به شصت سال پیش ؛ پرتاب کند . گفتم پرتاب اما پرتابی شبیه درغلطیدن روی جاده یی ناهموار و پراز شیب و فراز . جسم با آنکه زنده است و زندگی بخش اما بالاخره یک مجموعه متشکل فیزیکو- شیمیایی ست و پیوسته در معرض سایش وفرسایش . جسم یک قالب حیاتی ست که موجودی بنام آدم درآن جا گرفته است اما آدمیت این موجود درارتباط با موجودات دیگر واز جمله و به ویژه با جامعه نوع خود چه درحوزه اقلیمی ، چه جهانی وتاریخی می باشد . بدین دلیل است که هفتصد سال پیش ، سعدی می فرماید : « تن آدمی شریف است به جان آدمیت / نه همین لباس زیباست نشان آدمیت » از تفسیراین بیت می گذریم که خود گویا تر از هر تفسیراست . نهایت آنچه قابل تأمل وتعمق است ، بار معنوی چند بُعدی « جان » است که مظهر تمامی نُمودهای اخلاقی ، فرهنگی ، سنتی وتاریخی ونیز نوع اندیشگی عنصری اجتماعی ولی سخت پیچیده ولایه لایه بنام آدمی یا انسان . دربرخورد با این جان است که قشریون وبی ریشه گان دریک پروسه کوتاه یا دراز مدت تغییر شکل وجبهه می دهند وبه یک اپورتونیسم حاصل ازفطرت و زدگی از شرایط حاد موجود به نیهیلیسم اجتماعی وسیاسی می رسند ودراین تقابل است که جان های ریشه دار ریشه گستر درمعرض ویرانگرترین توفان ها و سیلاب ها می مانند ومی پایند . سال هاست که جسم با جان استاد عالیوندی وهمسروفادار هنرمند اوناهید ، همراهی و همخوانی نمی کند اما اینان به حکم همان جوهرهٌ جوشان درونی که مبتنی بر آرمان ملی وبشری ست ، شجاع واز خود گذشته درکنار مقاومت سرفراز ایران ایستاده اند وخم به ابرو نمی آورند .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۰ اسفند ۱۰, چهارشنبه

وقتی کفگیر ته دیگ سوخته و ماندهٌ سی و پنج سال پیش را بالا می آورد

وقتی کفگیر ته دیگ سوخته و ماندهٌ سی و پنج سال پیش را بالا می آورد
رحمان کریمی
هیچ رژیم دیکتاتوری درخرید یا بکارگیری مستقیم یا غیرمستقیم افراد به ویژه درخارج از کشور، به گرد نظام ملا طوایفی حاکم برایران نرسیده و نخواهد رسید زیرا آن جماعت اوباش فاشیست دراین زمینه رکورد غیرقابل رقابتی به جای گذاشته اند . تاراج و چپاول و حیف و میل ها و بخشش های سخاوتمندانه برون مرزی همه و همه از کیسه یک ملت دربند و سرکوب شده است . اگراز درآمد حاصل از فروش نفت ومعادن و.... چیزی دست ملت نمی گیرد اما حاضر به خدمتان بی نصیب نمی مانند . بدین لحاظ است که ملایان می توانند بخصوص از میان بخش ها وعناصر منفعل وسرخورده از آرمان های پیشین خود ، بهره وری کنند . این کار یا بی واسطه به انجام می رسد یا توسط واسطه های دست اول ودوم . سوژه ها بنابر جو سیاسی حاکم باید روی دو موضوع عمده متمرکز شده وبدان ها دامنه و گسترش دهند : الف ــ ضدیت و مقابله با سازمان مجاهدین خلق ایران با قلم وبیان و نسبت دادن اتهامات واهی و جعلیات و تحریف حقایق برای بدبین کردن افکارعمومی ونیز همیاری وهمپایی با سازمان ها و محافل دولتی کشورهای غربی باز هم علیه مجاهدین خلق.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۰ بهمن ۳۰, یکشنبه

یک مدعی پیشانی سفید و خائن مُخبّط دیگر


رحمان کریمی

اگر از دیدگاه روانشناختی فردی واجتماعی نگاه کنیم – هرچند ازجهت سرنوشت ومصالح ملی مایه تأسف است – اما جای تعجب ندارد که هرچه جبهه مقاومت درسطح جهان وحوزه ملی ، محکم تر وگسترده تر ومصمم تر و قاطع تر می شود ، همراه با رژیم اوباش فاشیستی ملا- پاسدار هنوز حاکم برایران ؛ جیره خواران ولابی های درحقیقت نه وطنی بل « وتنی » و معاندان واضداد مقاومت نیز کله کنند و بهم بریزند وچون موشی که بوی پنیری شنیده باشد از سوراخ هایشان بیرون بیایند وبرسر مجاهدین خلق ایران ، جیغ و واجیغ کنند . پدیده شوم و مرگباری چون خمینی دجال ، همچون چوب بلند درخت حنظل دوزخ بود که تا اعماق نشست و هرچه لای ولجن بود ، بالا آورد ودر ساحت سیاسی اجتماعی ایران ساری وجاری کرد. آفت مهلک وخانمانسوز خمینی وخمنیسم ، مشت توخالی بسی مدعیان را که دررژیم شاهی شیر می آمدند کاملاً باز ورسوا کرد . شیرو پلنگ های متظاهر به انقلابی قلابی و پرشده از پوشال را به افتخار موشی وروبهی رساند . برای معاصران و تاریخ سیاسی ایران جدا از مرارت ها و تلفات پرشمار ، این یک درس و امتیاز آموزنده یی بود .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

رحمان کریمی-بپا خیزید بپا خیزید ، بساط ظلم بهم ریزی


دوشنبه، ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ / ۰۶ فوریه ۲۰۱۲

مناسب فراخوان اعتراض و قیام در بهمن و اسفند


بپا خیزید بپا خیزید ، بساط ظلم بهم ریزید
بـرای آزادی وطـن
شما خسته از جان و تن
رها از رنج و اندوه و غم
دهید دستان خود را بهم
بپاخیزید ، بپاخیزیدبساط ظلم بهم ریزید . *
جوانان ایران ! ستم تا به کی ؟
همه فصل میهن شده ماه دی
زمانی برآمد ، نیامد بهار
کنون خیز و بذر رهایی بکار
بپاخیزید ، بپاخیزید
بساط ظلم بهم ریزید .
*

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۰ بهمن ۱۱, سه‌شنبه

ایـران مـن ای ایـران ، یـاران مـن ای یـاران !


ایـران مـن ای ایـران ، یـاران مـن ای یـاران !


رحمان کریمی


ایران من ای ایران


یاران من ای یاران


دشمن به شکار آمد


بیهوده بکار آمــد


ما جنگل شیرانیم


از خیل دلیرانیم


ما را نتوان کوبید


ما را نتوان روبید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۰ دی ۳۰, جمعه


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۰ دی ۱۹, دوشنبه

اگر که « آزادی » خواهی عین عاشقی باشد



اگر که « آزادی » خواهی عین عاشقی باشد با هجران کشیدن های دردمند و سرفرازی ها




رحمان کریمی




چرا بیش از هزارسال



« آتش به جان شمع فتاد کاین بنا نهاد »


آتش به جان بیدادگران فتد که برباد می دهند


هرچه خرمن و حاصل را .




چرا آتش به جان شمع فتد


آنگاه که هنوز می سوزد به شوق و انتظار


آتشکدهٌ دل های مشتاقان و عاشقان راه آزادی .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۰ دی ۱۰, شنبه

از دل خونین افق بهتر ، کاغذین گل های سرخ مجلسی ست !

از دل خونین افق بهتر ، کاغذین گل های سرخ مجلسی ست !


رحمان کریمی


آماس سرخفام افق در عصرهای پاییزی


می برد مرا به عبادتگاه زخم آگین


جان های خسته از ستم ،


آنگاه که نباشدش به ایام انصاف و حرمتی .




چگونه می توانم خاموش بمانم


از فریاد ، از عصیان ، از بیداد ؟


مرامنامهٌ این پیر ، همچنان


آزادگی و وارستگی و حقگویی ست


گیرم که برنتابد و برنگیرد حتا قبیله دوست .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۰ آذر ۱۹, شنبه

هـنـگا م کــه .....


به تازگی ایمیلی دریافت کردم با این عنوان « استاد معظم پیرخرفت فاسد رحمان کریمی »


سراسر توهین و نسبت های دروغ . صاحبنظران خبره مطمئنم کردند که مستقیماً از وزارت


بدنام اطلاعات رژیم اوباش فاشیستی حاکم برایران است . شعرزیر پاسخی ست بدان لجن


پراکنی .





هنــگا م کـــه ......



رحمان کریمی



هنگام که کاروان بخشنده ستارگان میهنم


از خارا کوهستان ها و خشکزاران توانسوز زمانه می گذشتند


و به صبوری ، روشنای خود را درظلمت شب می پراکندند


ما با واژگان آتشین خود ،


چاووشخوان آن کاروان در راه بودیم




هنگام که خورشید مقاومت خلق در زنجیرمان


بوسه می زد بر بوسه گاه اشرفیان قهرمان عصر سخت


( به تجدیدِ عهدی تاریخی از شرف و اقتدار عشق )


ما جان می گرفتیم از آن جانان در جوش و خروش بی مثال وقت .



هنگام که می رفتند به صد دشنام و تهمت دروغ


تا خاموش کنند مشعل ها را در آتشکده های بیداردلان


سرما نمی گرفت قلب این پیر را چرا که می دانست


در نا هموار پهنهٌ مسلط ظلمت


چه شعله ها که به سرکشی و افروختگی درکارند .



هنگام که بودند رهروانی که به پرسش نشسته بودند سرانجام کاررا


دانش قاصر این پیر دریافته بود که اینک ،


آغاز فصل دیگری ست درعرصه نبرد


چرا که قانون طبیعت برنمی تابد سکون و سکوت را به هرتقدیر .




هنگام که هنگامه یی بود شگفت انگیز و تماشایی و پراز هزار سخن ،


دراطلس جهان از عصیان عاصیان روزگار دسیسه و دروغ


ما شاهدان خشمگین دلشکسته یی بودیم


برسرنوشت ایرانشهر قهرمانانمان


در تختگاه جیره خواران نورسیده برمسند ستم


در « بابـِل » جدید .



هنگام که مرگ می رفت


تا با اوباشان جنجالی و اشرار مسلح همراه


سایه افکند بر خورشید شهر قهرمانان اشرفی


جهان درخروش و اعتراض بود به هر جغرافیای انسانی زمین


که جهاندارانش همچنان گیچ و گول و خاموش در سودای سود و سرمایهٌ فزون .



هنگام که اوباشان بدنام « وزارتی »


برگرفته بودند ما را به هر تهمت و نسبت دروغ


پنهانش نکردیم آن سرریز فرهنگ چاروداران بی سروپای آدمکش را


چرا که ما ماشکی نبودیم که از خود درشک بوده باشیم .


بنازم آن دینمداران مزلف مرام اوباشی را


بنازم و ببالم که چون دهان به هرزه بگشایند ،


خود بهترین معرف خویشتنند .



هنگام که منجمان ولایت پناه


به رصد نشسته بودند قیرگون آسمان شب را


تا مگر بجویند تردامن ستاره یی ، اما نه چونان بهرام جنگجوی


ما با ستارگان خورشید نشان اشرفی


که تو درتوی تاریکخانه های خاموش منتظر را


با آذرخش فریادهایشان در اوج ، بیدار و هشیار می کردند ؛


می رفتیم و از تیرباران هجوم ها و تهمت ها هراسمان نبود هرگز.


اگر که عمر به ناگزیر


بر طرهٌ بام نشسته است به بستن این دفتر


پس ما را چه باک از مرگ و دشنام ناکسان .




7 دسامبر 2011



















ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۰ آبان ۲۱, شنبه

قضاوت نهایی با تاریخ و نسل های آینده است ونه با خادمان خائن یا وادادگان خودگستر


قضاوت نهایی با تاریخ و نسل های آینده است و نه با خادمان خائن یا وادادگان خودگستر



رحمان کریمی



این تازگی ندارد که هروقت کاروان پوینده و پرصلابت مقاومت ایران دراین عصر وشرایط سراسر دشوار و آمیخته به سیاست های زد و بند ابرقدرت ها ، به بزنگاه و پیچ تند و مخاطره آمیزی رسیده است از خائنان خادم که هم از آخور می خورند وهم از توبره ، گرفته تا پرده دریده مزدوران و مُوَدیان وطوطیان شکرشکن که حسرت نرفتن « قند پارسی » شان تا بنگاله به دل دارند ، همراه با تبلیغات مستقیم رژیم اوباش فاشیستی حاکم ؛ برای تخطئه ولوث کردن و شماتت و سرزنش سی سال مقاومت بی امان ، قیام و قعود می فرمایند البته از مواضع مختلف . نگارنده هنوز آنقدر مثل بعضی ها دچار بحران « منیّت » نشده ام که تمامی اعضای یک ارکستر نا هماهنگ را به یک چوب برانم . پیشانی سفید ها ازهرنوعشان سالیان سال است که امتحان خود را پس داده اند اما آنان که خود را ضد رژیم می دانند وما هم تا اکنون در آن شکی نداریم ، چرا باید سازشان را همزمان کوک کنند و آنهم دردستگاهی خوش تربرای ذوق وسامعه فاشیست های حاکم ؟ سال هاست که ملت دراسارت ایران وارد مرز فحش وناسزا و جوک وهزل برای رژیم شده است وتازگی ندارد . که مثلاً من خارج نشین فحشی هم چاشنی فرمایشاتم ، کنم . باورکنید که من هنوز دلم می خواهد با بعضی ها که با رژیم مرزبندی دارند اما بی هنگام به چهره مقاومت ایران چنگول می زنند ، دوستانه و خیرخواهانه برخورد کنم و بگویم که اگر خود را صاحب نظرمی دانید که صاحب نظر باید بی نظر باشد . اگرخود را ضد رژیم می دانید وامید گشایشی از هیچ زوایا و سطوحش را ندارید پس باید پرهیزگاری ناگزیر وضروری را مد نظرداشته وکاری نکنید که به هرحال بهره اش را رژیم ودست نشانده اش درعراق یعنی مالکی ببرد . یک صاحب نظر بصیرو عادل که با مهمترین مسئله روز مملکتش ، با دشمن شادی برخورد نمی کند .


مسئله یی که امروز ما ومیهنمان ایران با آن روبروست ، معادله چند مجهولی نیست . یک معادله ساده دوجانبه است . یک طرف رژیم ودولت سرسپرده عراق با حقوق بگیران ریزو درشت « وتنی » ! ونیز بین الدول حامی قرار دارد و طرف دیگر مجاهدین خلق و حامیان بین الملل آنان . گذشت زمان آشکارا نشان داده است که دولت ها خر خودشان را که همان منافع و مصالح استراتژیکی باشد می رانند و دراین رهگذر هم ازچنان استعدادی برخوردارند که نمایندگان ملت های خود راهم معطل می گذارند . خامنه یی ومالکی درباره اشرف قهرمان چه می گویند ؟ خامنه یی چشم داشته تا توسط دست نشانده اش رشیدترین فرزندان رزمنده راه آزادی را تحویل بگیرد . مالکی ناگزیراست که این قصد و برنامه را خاصه بعد ازدوقتل عام رسوا ، با مقادیری تئاتردیپلوماسی و حقوق بشری !! همراه و دنبال کند . دولت های با نفوذ از آمریکا گرفته تا دولت های اتحادیه اروپا و روس وچین وماچین ، با سکوت و بی عملی خود ؛ دست دو جنایتکاررا باز گذاشته اند البته با شیطنت و موذیگری دیپلوماسی و مردم فریبی . طرح مالکی که همان طرح خامنه یی باشد این است که سر موعد ضرب الاجل ، اشرفیان قهرمان ما را در استان های مختلف عراق تقسیم و پراکنده کند . حدس آن مشکل نیست که درآن صورت ارتباط اشرفیان با دنیا قطع می شود . سرنوشت سی وهفت گروگان اشرفی به ما می گوید که با این عزیزان چه رفتاری خواهند کرد تا بل با تهدید همراه با تطمیع آنان را راضی به رفتن به ایران کنند . اگر راضی نشدند خودشان زحمت را کم کرده ویکجا به زورتحویل دهند . آنوقت با این وضع سیاسی دنیا که می بینیم کی جلودار مالکی می شود ؟ انصاف و مروت و بی غرضی وداوری درست البته کار هرکس نمی تواند باشد .


سازمان مجاهدین خلق ایران و بشردوستان متعهد حامی چه می گویند ؟ می گویند اینک اشرفیان قهرمان توسط کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل ، پناهجو شناخته شده اند تا پروسه پناهندگی آنان طی شود چه الزامی ست که آنان را جا به جا کنید آنهم در نقاط مختلف عراق و زیرسایه سرنیزه دولت مالکی ؟ دولتی که مرتب ازآن گزارش می شود که فرزندان عراقی را دسته دسته دستگیر ودرزندان ها بزیر شکنجه می برد با فرزندان ایرانی که به خونشان تشنه اند ، چه خواهند کرد ؟ تقاضای مجاهدین خلق قانونی و منطبق بر موازین بین المللی ست . رهبران و مسئولان تراز اول مقاومت سرفراز ایران می گویند : اگر قرار است که آنان متفرق و تقسیم شوند چرا به دنبال کشور ثالثی نیستید تا بعد از خروج از اشرف ، زیر نظر سازمان ملل وارگان های ذیربط ، مستقیماً بدان کشور یا کشورها منتقل شوند ؟ حال اگر بدین درخواست حق و مشروع پاسخ ندادند که هیچ ، آمدند تا به ضرب و زور اشرفیان را بیرون بکشند و باخود ببرند ، اگر خونی به زمین ریخت کی مقصراست ؟ رهبران مجاهدین خلق یا خامنه یی و مالکی و حامیان گردن کلفتشان ؟ آدم باید یا مأمور و معذور باشد یا تنگ نظر ، عقده یی ، تصفیه حسابگر وقت پیدا کن که با وقاحت ودریدگی مجاهدین را مسبب و مقصر معرفی کند .


باید گفت که معاصران چون درکوران یا درکنار وقایع عصرخود زیست می کنند ودرگیربا تبلیغات و تلقینات و حب و بغض های گوناگون و همه جانبه می باشند ، نمی توانند واقعیت ها را به درستی و تمام وکمال دریابند . معاصران با اهداف و اغراض و برداشت های مختلف شکل گرفته یا ناگرفته خویش به تحلیل و قضاوت عجولانه و ضد نگرش تاریخی می پردازند . جو حاکم بر زمان ، آنان را بی آنکه خود متوجه باشند در اشغال می گیرد و در نوع اندیشه و داوری تأثیرمستقیم یا غیرمستقیم می گذارد . این تأثیرگذاری هم در فردیت است وهم جمع و جامعه و احزاب و سازمان های سیاسی . اینجا ناگزیرم دگرباره یک نمونه تاریخی را اشاره کنم . امروز ما ایرانیان بابک خرمدین را یک قهرمان می دانیم و دراین جای شک و شبهه یی نیست . اما آیا درزمان خود بابک هم ، چنین بوده است ؟ بابک بیست سال با یارانش در برابر دستگاه جبار خلافت ( معتصم ) می ایستد و می جنگد . کشته ها می دهد و ازدشمن کشته ها می گیرد . خودمان را ببریم به آن زمان و ببینیم درباره بابک چه کسانی وچگونه قضاوت می کنند ؟ این دیکتاتور قدرت طلب برای رسیدن به قدرت فرزندان بیگناه مردم را به کشتن می دهد !! . هدف و آرمان برای او وسیله و بهانه یی بیش نیست ، او حکومت را می خواهد !! . این قضاوت کنندگان ازسر وسعت فهم و خوش انصافی ! حتا قادر به دیدن افشین هموطن خود نیستند که برای رسیدن به قدرت به آستانبوسی خلیفه می رود و تا سردارسپاهی هم می رسد . قشریون ظاهربین برای یک لحظه فکرنمی کنند که اگربابک تشنه قدرت بود وبدین آرزو می جنگید که بی عرضه تراز افشین نبود . اگربه اطاعت خلیفه درآمده بود جایگاهش بسی رفیع تراز افشین خائن می بود . قشریون ناخواسته با دشمنان جوراجور بابک همصدا می شوند. افشین ایرانی برای تکمیل و هموارکردن راه قدرت بیشترخود به نمایندگی خلیفه معتصم ، لشکر می کشد به محدوده اردبیل و طی دوسال جنگ نابرابر ، بابک و سپاهش را شکست می دهد . حال تجسم کنید که بعد از شکست چه هنگامه یی علیه او بپا می کنند و چه ها به فلسفه بافی و مغلطه و معرکه گیری که نمی گویند . اما تاریخ به گونه یی دیگر است . محکمه یی ست عادل و همه جانبه و ژرف نگر وقدرشناس . تاریخ برخلاف دشمنان و معاندان و مغرضان و قشری نگران به صراحت و حقانیت می گوید بابک یک قهرمان است هرچند که در یک نبرد نابرابر وناجوانمردانه به ظاهر شکست خورده است . مگر امروزهم همین حرف ها را درباره مسعود و مریم نمی زنند ؟ این است که با قاطعیت و اطمینان خاطر باید گفت : قضاوت نهایی با تاریخ و نسل های آینده است و نه باخادمان خائن یا وادادگان خود گستر .









ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۰ آبان ۱۴, شنبه

برای اشرفیان قهرمان اقدام عاجل در دسترس است اگر دول با نفوذ غرب بخواهند


برای اشرفیان قهرمان ، اقدام عاجل در دسترس است اگر که دول با نفوذ غرب بخواهند



رحمان کریمی



وقتی ما بچه بودیم و یک ده شاهی درکف دست ، می توانستیم از سوراخ جعبه یی ، شهرفرنگ را تماشا کنیم و برویم به عالم رؤیا و شگفتی ها . تصویر مناظر واماکن بود ولی تصویر دولتمردان فرنگ نه . صدای صاحب جعبه جادویی دوره گرد با تصاویر رنگی همراه می شد : « شهر فرنگه از همه رنگه » . البته درآن عهد کودکی به مخیّله هفت پشتمان هم خطورنمی کرد که روزی روزگاری مقیم فرنگ ازهمه رنگ بشویم آنهم به دلیل ارتکاب گناهان کبیره ، بصورت تبعیدی . پیرانه سر که به دنیای سیاست معاصرنگاه می کنم ، می بینم حق با آن پیرمرد کاسب نان شکمی یا به قول شیرازی ها « نان کـُمی » بود که با داشتن چند عکس ، توی کوچه ها داد می زد : « شهرفرنگه از همه رنگه » . آن بیچاره نه از الوان سیاست آن دیاران خبری داشت ونه از ملک و دیار خود . پدرسخت سیاسی بود ومن هم که فرزند خلف او بودم ازمیان همهٌ استعدادها ، استعداد سیاسی و تحمل اثرات و عواقب آن ؛ نصیبم شده بود . بی خود نبود که از عوام می شنیدیم : « یا نصیب یا قسمت » ! . روزی ازآن جادوگر پرسیدم : اسم شاه ایران را می دانی ؟ انگار که حرف گنده تراز دهان و قد وقواره ام زده باشم ، نگاه تیزی کرد و گفت : یه وجبی ! این فضولی ها به من وتو نیامده ... خب معلومه که پادشاه ما اعلیحضرت قدرقدرت رضاشاه کبیره . بیچاره نمی دانست که متفقین آن قدرقدرت را به جزیره موریس درآفریقای جنوبی تبعید کرده اند و پسرش محمد رضا را به جای او نشانده اند .


این را گفتم تا با نگاه کردن فقط به یک گوشه جغرافیایی سیاسی جهان ونوع تمرکز سیاسی برآن ، ترجیع بند آن پیررا بیاد آوریم و به مطابقه بگذاریم . آن گوشه ، یک گوشه پس افتاده و بی اهمیت نیست . هم دراقتصاد استراتژیکی ست و هم در سیاست که محکم سوار بر مصالح آن است . همین پریروز یعنی دوشنبه سی ویکم اکتبر، وزیرخارجه رژیم تروریست – فاشیستی ملا ، پاسدار به عراق آمد تا دردیدار با نخست وزیر غاصب ودست نشانده مالکی ، ابلاغیه جدید بزرگ عمامه داران فرمانده خامنه یی جلاد را تقدیم کند . الحق والانصاف چه دنیای سیاسی قشنگ و عادلی داریم . ساعت یازده همان شب که اکثر جنبندگان سیاره زمین یا درخوابند یا آماده خواب ؛ خاصه بیماران و مجروحان ؛ گردان های ارتش و پلیس عراق سمعاً و طاعتاً با رعایت قول وقرارهای بین الدول وبین الملل درنهایت احترام به حقوق و موازین انسانی ، با نورافکن های قوی و سروصداهای گوش نواز حقوق بشری به قهرمانشهراشرف شبیخون می زنند . برای آنکه حرف مالکی ودولتمردان ذی مدخلش دررعایت کردن موازین انسانی دروغ درنیاید ، رجاله مزدورهای جلو درب ورودی هم ، ازروی عِرق و غیرت خانوادگی و تعصب قومی و ملی و احساس شدید بشردوستی ؛ شروع می کنند به غوغا و ناسزاهای متناسب با اصول بشری !! . شبیخون واحدهای قتـّال به اشرف قهرمان ، صرف نظر از اهداف شوم و تبعات درراه آن ؛ یک دهن کجی آشکارو وقیحانه به بین الملل است که ما پشتمان به دولت های شما گرم است پس هرچه می خواهید کنفرانس بگذارید ، هرچه می خواهید بیانیه بدهید ولی جای کوه ا ُحُدی که ما برآن تکیه زده ایم ، نخواهد گرفت .


همین چند روز پیش بود که آقای « استیونسن » به جامعه جهانی فراخوان دادند برای یک اقدام عاجل به خاطر پیشگیری از یک قتل عام مهیب دیگر در اشرف قهرمان . تلاش و حمایت ایشان و تمامی پارلمانترها ، شخصیت های حقوق بشر، وکلا و روزنامه نگاران بشردوست ؛ جای سپاس و قدردانی داشته ودارد . اما تجربه دوسال اخیر نشان داده است که همچون امروز ، خامنه یی و مزدورش درعراق مالکی درعمل اعتنایی به آنهمه حمایت واعتراض های بین المللی ندارند . وقت کم و بس ضیق است . دیگر وقت یک اقدام عاجل است که آقای استیونسن بدان اشاره داشته است . جنایتکاران را فقط توسط بین الدول ــ آنهم دولت های قدرتمند غرب ــ می توان مهارو متوقف کرد . دولت ها سکوت که علامت رضاست کرده اند و انگار که نه انگار . حقوق بشررا در مناطقی دربوق می کنند و درجایی دیگر نه می بینند ونه می شنوند . راه حل عاجل این است که مجموعه متعهد به حقوق و شئون بشری یعنی همان شخصیت ها و پارلمانترها روی دولت های خود با فشار متمرکز شوند . افکار عمومی را ازفاجعه با خبرکنند . درغرب دموکراسی حاکم است آنهم برای نمایندگان ملت ها . گمان نمی برم که درصورت تمرکز کامل ، دولتی بتواند از مسئولیت شانه خالی کند . دیگر فرصت آن نیست که دوتا سئوال از فلان مسئول دولتی بشود و او مسئله را با یکی به میخ ویکی به سندان زدن از سر واکند . مردم ایران به ویژه خانواده هایی که عزیزانشان دراشرف قهرمان است از بشردوستان غرب ونیز ایرانی چشم حمایت کارساز دارند . غربی های متعهد باید دردولت های خود را بکوبند وبه تذکری و اظهاری قانع نشوند . بشردوستان متعهد ایرانی هم پیش ازآنکه فاجعه هولناک رخ بدهد ، باید برکنار از اختلافات عقیدتی و دیدگاه سیاسی به هرگونه که می توانند صدای خود را به گوش بین الدول و بین الملل برسانند . متعهدان با هراختلاف و فاصله دید ، در برابر دشمن مشترک نمی توانند محافظه کارانه یا مصلحت جویانه سکوت اختیارکنند . تاریخ ناظر براعمال ماست و آن را برای نسل های آینده به ثبت می رساند . تا آنجا که به مجموعه نفیس و کمیاب اشرفیان قهرمان برمی گردد ، آنان ننگ و خفت تسلیم را نخواهند پذیرفت . آنان چشم دارند تا جهان را چراگاه امن و امان درندگان نبینند و دولت با نفوذی پیدا بشود که آستین ها را بالا بروبد و به وظیفه عمل کند . مالکی حتا به انجام پروسه پناهندگی هم رضایت نمی دهد چون رضای او رضای ارباب است . کوتاه ترین و کارآمد ترین راه این است که بیست وهفت کشور اتحادیه اروپا اعلام پذیرش فرزندان برومند ایران زمین کنند . درپناه امنیت ، پروسه پناهندگی طی شود . ساکنان قهرمانشهراشرف همه صاحبان استعدادهای درخشانی هستند که درشرایط طاقت فرسای سال های اخیرهم ازجوش و جلا نیافتاده اند . سازمان پرافتخارمجاهدین خلق ایران هم که دیگر در لیست سیاه اتحادیه اروپا نیست ، پس مشکل کجاست ؟ دلخورو عصبی شدن خامنه یی و مالکی یا به خطرافتادن منافع اقتصادی ؟ آخر این پسندیده دولتمردان جهان غرب نمی باشد که جلو مشتی اشرار بی همه چیز تا بدین حد خود را خوارو حقیر کنند . خامنه یی ومالکی بیشتر به دول غرب نیازمندند تا دول به آنها . نهایت آنقدر طی سال ها آن رجاله ها را لوس و پررو کرده اند که شاید اکنون خودشان هم درآن گیر و بی تکلیف مانده اند . آخر شجاعت اخلاقی و سیاسی تا به کجا به ترس و احتیاط حول منافع و مصالح ، مبدل شده است ؟


در آخر باید تکرار کرد که این برگزیدگان متعهد بین الملل هستند که می توانند با فشار جدی خود ، بین الدول را برای یک اقدام عاجل و مؤثروادار کنند .





ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed